|
بررسی میزان شیوع اختلالات رفتاری و رابطه آن با مکانیزم های دفاعی در بین بزهکاران جرائم عمد وغیر عمد زندانهای استان خراسان جنوبی |
|
جامعه آماری مورد مطالعه کودکان و نوجوانان بزهکار جرائم عمد و غیر عمد کانون اصلاح وتربیت شهرستان بیرجند را شامل می شود. برای انجام تحقیق علاوه بر منابع کتابخانه ای و اطلاعات جمع آوری شده از بزهکاران جرائم عمد وغیر عمد، توسط دو پرسشنامه میشل گوکلن برای سنجش اختلالات رفتاری و پرسشنامه DSQ برای سنجش مکانیزم های دفاعی بهره گرفته شده است . روش تحقیق در این پایان نامه از بعد ماهیتی ،کاربردی و از جهت روش، توصیفی – همبستگی است برای روایی پرسشنامه از روایی محتوایی و برای پایایی از آلفای کرونباخ و برای تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون لجستیک گام به گام (برای تعیین معنا دار بودن فرضیه ها) استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که استفاده از مکانیزم های دفاعی شوخ طبعی در بین دو گروه بزهکار نوجوان جرائم عمد وغیر عمد ،و استفاده از سبک های دفاعی رشد یافته بزهکاران نوجوان مجرد و متاهل در استفاده از سبک های دفاعی گذار به عمل و خیال پردازی اوتستیک تفاوت معنا داری وجود دارد ،اما از نظر استفاده از سبک های دفاعی روان آزرده در بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 11:47:59 1391/10/09 |
|
|
|
فهرست اولویت های تحقیقاتی سازمان زندانها سال 91 ( بخش اول) |
الف)اولویت های سازمانی :
1-بررسی تأثیر حبس های کوتاه مدت بر روی زندانیان و خانواده های آنان.
2-بررسی عوامل گرایش مددجویان به مصرف داروهای آرام بخش.
3-بررسی عوامل جذب و نحوه افزایش گرایش به نماز در بین زندانیان.
4-مقایسه میزان آگاهی کارکنان از قوانین و مقررات با کاهش جرایم و تخلفات آنها.
5-راهکارهای بهبود مدیریت در زندانها.
6-بررسی راه های افزایش انگیزه حضور و شرکت زندانیان در فعالیتهای فرهنگی.
7-بررسی تأثیر عملکرد مأمورین اعزام و بدرقه در کاهش اطاله دادرسی.
8-بررسی موضوع برگزاری دوره های آموزشی برای قضات در زندانها با رویکرد کاهش جمعیت کیفری زندانها.
9-بررسی تبعات زندان بر زنان زندانی.
10-بررسی تأثیر شغل زندانبانی بر پرسنل و خانواده پرسنل.
11-بررسی تخلفات درون زندانها و ارائه راهکارهای پیشگیری و مقابله.
12-بررسی تأثیر آموزشهای گروهی در پیشگیری از رفتارهای پرخطر در بین سربازان وظیفه زندانها.
13-بررسی وضع موجود و نیاز سنجی آموزش های تخصصی سربازان وظیفه زندانها و متناسب سازی دانش، مهارت و نگرش آنان در انجام وظایف.
14-بررسی عوامل تأثیرگذار در انگیزش کاری پرسنل و مطالعه تطبیقی با کشورهای توسعه یافته به منظور طراحی الگوی مناسب.
15- بررسی عوامل تأثیرگذار در انگیزش کاری سربازان و مطالعه تطبیقی با کشورهای توسعه یافته به منظور طراحی الگوی مناسب.
16- بررسی عوامل تأثیرگذار در انگیزش کاری زندانیان و مطالعه تطبیقی با کشورهای توسعه یافته به منظور طراحی الگوی مناسب.
17-بررسی میزان اعتباربخشی اعتبارات مراکز مراقبت های بعد از خروج بر سرمایه گذاری و اشتغال. |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 07:37:03 1391/09/19 |
|
|
|
فهرست اولویت های تحقیقاتی سازمان زندانها سال 91 ( بخش اول) |
ب) اولویت های دانشجویی
1-شناسایی روش های نوین در حفظ کرامت انسانی زندانیان و خانواده آنها.
2-بررسی دلایل وقوع قتل در استان از دیدگاه مجرمین و افراد عادی.
3-بررسی الگوهای تهاجمات فرهنگی و نقش آن در تراکم جمعیت کیفری استان ها.
4-بررسی اختلالات روانی در افراد وابسته به مواد مخدر.
5-بررسی روان درمانی بین فردی در میزان کاهش اختلالات افسردگی در زندانیان زن.
6-مقایسه علمکرد تحصیلی فرزندان قبل و پس از زندانی شدن سرپرست خانواده و بررسی علل و عوامل افت تحصیلی آنها.
7-روش های کاهش رفتار مجرمانه از دیدگاه اسلام.
8-عوامل مؤثر در افزایش جرم و بزهکاری از دیدگاه اسلام.
9-بررسی علل کاهش سن و اعتیاد و بزهکاری.
10-نقش نهادهای فرهنگی در پیشگیری از جرم و بزهکاری.
11-بررسی نقش برنامه های پیشگیرانه در کاهش افسردگی، اضطراب و اختلالات روانی زندانیان و نقش آن در کاهش هزینه های درمانی.
12-بررسی نقش برنامه های پیشگیرانه در کاهش بیماریهای گوارشی و نقش آن در کاهش هزینه درمانی. |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 07:34:58 1391/09/19 |
|
|
|
تربیت اسلامی تربیت خانوادگی و تهاجم فرهنگی |
|
مقوله فرهنگ مجموعه پیچیده ا ی از عادات ، اعتقادات و رفتارهای اجتماعی و فردی و شیوه ی زندگی مردمی است که هر شخص به عنوان عضوی از مجموعه ی جامعه از نمادهای موجود جامعه فرا می گیرد و در رفتارهای اجتماعی و فردی خود نشان می دهد . تربیت به مفهوم عام آن ، شامل پرورش و به فعلیت رساندن توانمندی های متعدد و متنوع از جنبه های گوناگون جسمانی ، روانی ، عاطفی ، عقلانی ، اجتماعی، اخلاقی و دینی آدمی است و هر یک از این ابعاد به لحاظ روان شناختی و تربیتی در زندگی انسان اهمیت فراوان دارد . از طریق فرایند تربیت اجتماعی یا جامعه پذیری است که ما می توانیم در زندگی اجتماعی و سیاسی ، نقش خویش را به خوبی بازی نمائیم . زندگی در اجتماع نیازمند داشتن آگاهی نسبت به هنجارها ، فرهنگ و ساختار حکومتی و قوانین و مقررات اجتماعی است . همچنین در زندگی اجتماعی افراد باید قوه همکاری ، سازش ، توافق و تشریک مساعی را داشته باشند و از امیال و مهارتهایی برخوردار باشندکه بتوانند در نقش های مختلف جامعه ، مسئولیت بپذیرند . تهاجم فرهنگی ، که بهتر است آنرا امپریالیسم فرهنگی – خبری غرب صنعتی و سلطه طلب بنامیم ، در واقع ارائه و پخش گسترده تولیدات فرهنگی غرب در سطح جوامع مختلف با بنیان های اصیل خانوادگی ، قومی و مذهبی است . مهم ترین ابزارهای غرب برای ارائه و پخش تولیدات فرهنگی ، رسانه های تصویری همچون فیلم های تلویزیون تلویزیونی ، ویدئو و ماهواره و اینترنت ، پوشاک و مدل های آرایشی ورزشکاران و هنرپیشه گان و ... است که تأثیراستفاده افراد جامعه با فرهنگ خاص خود از آنها ، در تفکرات، گرایشها ، اعتقادات ورفتارهای اجتماعی مختلف افراد جامعه همچون نگرشها ورفتارهای جنسی ، آرایش ظاهری ، تمایلات شغلی واقتصادی ، گذراندن اوقات فراغت و... ظاهر می شود. نتایج پژوهشهای مختلف نشان می دهد که تقویت بنیانهای اعتقادی ، خانوادگی وتامین ابزارهای فرهنگی ، رفاهی وورزشی مطابق با ارزشهای مذهبی وقومی از طریق اجرای صحیح تربیت خانوادگی ، قومی ومذهبی از عوامل مهم وموثر در بی اثر نمودن هجمه های فرهنگی بیگانه برپیکر نوپای فرهنگ نوین اسلامی در دنیای شرق و سرتاسر زیست گاه خاکی آدمی می باشد . |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 14:54:31 1390/12/20 |
|
|
|
مجازات جایگزین حبس |
|
کیفر و مجازات در لغت به معنای عقوبتی است که به کسی که خلاف قانون یا اخلاق یا عرف و عادت رفتار کرده و مرتکب عمل بد شده داده می شود.همچنین می توانیم مجازات را تعریف کنیم به عکس العمل جامعه به صورت رنج و تعبی که به بزهکار اعمال می شود . اصولا زمانی مجازات واقع می شود که جرمی صورت گرفته باشد و ماده 2 قانون مجازات اسلامی نیز جرم را چنین تعریف می کند ((هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود)) وقتی به تاریخ نگاه می کنیم متوجه می شویم که حتی جوامع ابتدایی زمان های بسیار قبل هم نسبت به جرایم تعریف شده خودشان مجازات خاصی را در نظر می گرفتند . در حال حاضر نیز مجازات ها نقش بسیار مهمی را مخصوصا در کشورهای جهان سوم بازی می کند. وقتی صحبت از مجازات می شود عده بسیار زیادی از افراد جامعه و حتی حقوقدانان در ابتدا حبس را به یاد می آورند که یکی از دلایل آن این می باشد که از بدو اسلام تا به امروز به شکل های مختلفی اجرا می شده است و همچنین اگر به قانون مجازات اسلامی نظر کنیم متوجه می شویم که شمار زیادی از مواد قانونی به مجازات حیس اشاره می کند. اما نکته ای که وجود دارد این است که آیا حبس توانسته است به آنچه که از مجازات می خواهیم پاسخ مثبت دهد یا خیر ؟ عوامل بسیاری هستند که موثر بودن مجازات حبس را با تردید رو به رو می کند : 1)نا مناسب بودن و جرم زا بودن محیط زندان ها: اصولا فلسفه مجازات اصلاح بزهکار است ولی با نگاهی به زندان ها متوجه می شویم که نه تنها اصلاحی صورت نمی گیرد بلکه انواع راهکار های جدید برای جرایم آینده و جرایم جنسی و معتاد شدن در زندان و... بر روابط زندانیان حاکم می باشد.که این موارد باعث می شود شخصی که برای بار اول وارد زندان می شود به تدریج با محیط و اشخاص و نوع رابطه خو گرفته و همانند یک مجرم حرفه ای که برای جرایم آینده برنامه ریزی و حرفه ای گری بیشتری دارد از زندان بیرون می رود .منتها با تمام این موارد باید ذکر شود که با انجام کار هایی می توانیم این محیط نا مناسب را به محیطی مناسب تبدیل کنیم: 2)نظارت بسیار دقیق و ریز بینانه بر زندانیان و روابط آنها که این مورد نیازمند صرف هزینه های پولی و استفاده از وسایل پیشرفته و تجهیزات و نیروی انسانی قوی هست. 3)دسته بندی دقیق زندانیان با توجه به نوع جرم سابقه آنها وضع خانوادگی شرایط ارتکاب جرم عمدی یا غیر عمدی بودن و... که این مورد هم بسیار مهم است ذکر این نکته ضروری است که این موارد و رعایت آنها می تواند زندان را مناسب تر جلوه دهد ولی به هیچ عنوان به معنای حمایت از مجازات حبس و گسترش آن نیست بلکه منظور این است اگر قرار است مجازات حبس باشد موارد فوق تا حدودی بر طرف کننده نواقص زندان هاست 4)ایجاد مشکلات مالی و اقتصادی: وقتی شخصی مدتی را در زندان می گذراند مطمئنا نه خود او می تواند مسائل اقتصادی خود را حل کند و نه خانواده او در این صورت در بسیاری از موارد مشاهده می شود که شخص پس از رهایی از زندان به خاطر مشکلات مالی و اقتصادی که یا قبلا دچار آن بوده و بر طرف نشده یا با آمدن به زندان به وجود آمده و تشدید شده دست به ارتکاب جرم دیگری می زند و در بسیاری از موارد خانواده ای که سر پرست آن در زندان به سر می برد به راه های خلاف برای گذران زندگی کشانده می شوند که البته این این مشکلات مالی و اقتصادی فقط گریبانگیر شخص و خانواده او نمی شود بلکه دولت نیز از این راه بسیار ضرر می کند به دو دلیل یکی این که هزینه های زندان بسیار گزاف بوده و دوم این که فرد زندانی از گردونه اقتصاد جا معه خارج می شود و به دولت ضرر می رساند. 5)ایجاد مشکلات اجتماعی و خانوادگی:به طور کلی تا زمانی که فرد وارد زندان نشده است هم او و هم خانواده آن شخص از منزلت اجتماعی برخور دار هستند ولی اگر شخصی حتی به عنوان متهم و نه مجرم چند روزی را در باز داشتگاه بگذراند با توجه به عرف عامه مردم و عدم فرق قائل شدن میان مجرم و متهم دیده می شود که با شخص رفتار خوبی نمی شود حال تصور کنیم فرد چند ماهی یا چند سالی را در زندان می گذراند در این زمان می بینیم که هم خود شخص و هم خانواده او موقعیت خوبی را تجربه نمی کنند و در بسیاری از موارد دیده شده است که حتی فرزندان یا بستگان شخص مجرم هم از عنوان مجرم بودن شخص خاصی ضرر دیده اند که این مورد را می توانیم نوعی مخالفت و تعارض با اصل شخصی بودن مجازات ها تفسیر کنیم زیرا در مجازات های سالب آرادی مثل حبس آثار زیانبار اجرای مجازات ها چه از لحاظ موقعیت اجتماعی شغلی و چه از لحاظ مسائل خانوادگی تنها مجرم را در بر نمی گیرد و خانوادهای که نان آور آنها در زندان به سر می برد اگر امرار معاش آنها منحصر به کار کردن آن شخص باشد چگونه از تبعات مجازات ایمن خواهد بود؟ حال پس از مشکلات فوق الذکر در اجرای مجازات حبس باید دید آیا مجازات های جایگزینی وجود دارد تا با جایگزینی هم از حجم زندان ها بکاهد و هم مشکلات ناشی از آن را حل کند. در گزارش ((همایش بین المللی بررسی راه های جایگزین مجازات زندان ))راه هایی که می توانیم از آن ها به عنوان مجازات جایگزین استفاده کنیم مطرح شد که به برخی از آنها اشاره می شود . 1)اخطار کردن:که برای بزه های کوچک استفاده می شود و نکته ای که بسیار مهم است تاکید بر کم استفاده کردن از نوع مجازات جایگزین است که نکته صحیحی به نظر می رسد زیرا در این صورت مجرمین با برنامه می توانند به جرایمی دست زنند که مطمئن از عدم ضمانت اجرای آن هستند که این نوعی تهدید برای جامعه است. 2)جریمه:این نوع مجازات جایگزین نیز بسیار راهگشا برای جایگزینی مجازات حبس است ولی این نوع راهکار برای جایگزینی مجازات حبس چندان بی نقص به نظر نمی رسد: 1)افراد پر در آمد به راحتی جریمه را پرداخت می کنند و نوعی اطمینان خاطر در قشر مرفه جامعه به وجود می آید2)افراد کم در آمد هم به علت عدم پرداخت جریمه باید در زندان بمانند البته این موارد در کشور هایی مثل فرانسه که از جریمه به عنوان مجازات مستقل استفاده می کنندحل شده است بدین صورت که در پیوند با شدید و جدی بودن بزه جزای نقدی معین و قطعی می شود .بزه ها را دسته بندی و طبقه بندی می کنند و برابر در آمد و وضع مالی شخص ,تعداد افراد تحت تکفل محکوم, جزای نقدی را معین می کنند . 3)حکم تاخیری:در این روش دادگاه به صدور حکم محکومیت زندانی دست نمی زند ولی منتظر می ماند تا زندانی محکوم کار انجام دهد مانند رها کردن یا انجام دادن کاری برای قربانی یا زیان دیده از جرم یا جامعه .پس از شش ماه اگر کاری قاضی مشاهده نمود که محکوم علیه به درمان خود پرداخته یا کاری برای مجنی علیه انجام داده و نتیجه خرسند کننده است آن شخص محکوم به زندان نمی شود . در قوانین ایران مواردی که به جایگزینی مجازات حبس منجر می شود وجود دارد که عبارتند از :1)آزادی مشروط 2)تعلیق مجازات 3)نبدیل مجازات 1)آزادی مشروط:فصل چهارم از قانون مجازات اسلامی به آزادی مشروط زندانیان اشاره دارد در ماده 38 مشاهده می شود که هر کس برای بار اول به مجازات حبس محکوم شود و نصف مجازات حبس را گذرانده باشد دادگاه می تواند با شرایطی او را به طور مشروط آزاد کند 1)محکومیت به مجازات حبس برای اولین بار 2)تحمل نصف مدت محکومیت به حبس 3)نشان دادن حسن اخلاق مستمرا در طول مدت اجرای حبس 4)پیش بینی عدم ارتکاب جرم از سوی محکوم علیه پس از آزادی با توجه به اوضاع و احوال زندانی 5)پرداخت ضرر و زیان مدعی خصوصی یا جزای نقدی یا قرار پرداخت آنها 6)مدت آزادی مشروط بیشتر از یک سال و کمتر از پنج سال نیست همچنین دادگاه ترتیبات و شرایطی را که فرد محکوم باید در مدت آزادی مشروط انجام دهد از قبیل سکونت در محل معین یا عدم سکونت در محل معین و...را در حکم قید می کند 2)تعلیق مجازات:قانون گذار در مواد 25 تا 36 تعلیق را با شرایطی پذیرفته است نکته ای که وجود دارد این است که فقط مجازات های تعزیری و باز دارنده قابل تعلیق هستند در ضمن مواردی مثل اختلاس ارتشا کلاهبرداری و خرید و فروش وارد کردن یا ساخت مواد مخدر و همچنین مجازات کسانی که به نحوی از انحا با انجام اعمال مستوجب حد معاونت می نمایند قابل تعلیق نیست . نکته ای که باقی می ماند این است که قانون گذار گفته است((تمام یا قسمتی از مجازات را تعلیق نماید)) که تعلیق قسمتی از مجازات با فلسفه تعلیق مجازات منافات دارد و به نظر می رسد تعلیق تمام مجازات حبس بهترین باشد . 3)تبدیل مجازات حبس:تبدیل مجازات حبس در ماده 22 قانون مجازات اسلامی بیان شده که دادگاه می تواند مجازات ((تعزیری یا باز دارنده را ))به مجازاتی که مناسب به حال متهم باشد تبدیل کند که البته این مجازات مناسب و تشخیص آن با نظر مجرم است و از او پرسیده می شود.همچنین در متن ماده آمده است که(( دادگاه می تواند)) که نشان می دهد که دادگاه ها اجباری به تبدیل مجازات ندارند. همچنین بند های 1و 2 ماده 3 قانون وصول برخی از در آمد های دولت مصوب 28/12/73 بیان می دارد: 1)در هر مورد که در قوانین حداکثر مجازات کمتر از 91 روز حبس و یا مجازات تعزیری موضوع تخلفات رانندگی باشد از این پس به جای حبس و یا مجازات تعزیری حکم به جزای نقدی از هفتاد و یک هزار ریال تا یک ملیون ریال صادر می شود 2)هرگاه حد اکثر مجازات بیشتر از 91 روز حبس و حداقل آن کمتر این باشد دادگاه مخیر است که حکم به بیش از سه ماه یا جزای نقدی از هفتاد و یک هزار ریال تا سه ملیون ریال دهد... ولی جرایمی که حد اقل کیفر آن بیشتر از 91 رور است یا حبس مربوط به قتل وصدمات بدنی ناشی از تخلفات رانندگی قابل تبدیل به جزای نقدی نیست. بدین ترتیب تبدیل مجازات موضوع ماده 22 با تصویب قانون مذکور در بالا مقید و محدود به موارد معین و مصرحه در قانون گردیده است. نتیجه گیری: مجازات جایگزین حبس در صورتی که با دقت و ظرافتی که لازمه آن است اجرا شود می تواند بسیار مفید و سود مند به حال جامعه افراد جامعه مجرمین و... باشد اما نکته ای که بسیار مهم به نظر می رسد این است که اگر قرار است که مجرمی به هر دلیلی زندانی شود باید به نحوی عمل شود که زندان محیط پاک و مناسب برای مجرم باشد نه محیطی که او را نسبت به ارتکاب جرم در آینده جری تر کند و تدوین مقرراتی در زمینه زندانها چه از نظر داخلی چه از نظر بین المللی و ایجاد آیین نامه های مختلف امید دهنده شناخت تحولات و اجرای آن در همه زندان هاست. |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 14:45:16 1390/12/20 |
|
|
|
اقدامات تأمینی و تأثیر آن در حفظ حقوق معنوی مجرمین و زندانیان |
|
بانیان مکتب تحققی معتقدند که جامعه برای حفظ و حراست خود در قبال بزهکاران بایستی از وقوع جرم یا بروز حالت خطرناک واکنش نشان داده و اقدام تأمینی بعمل آورد .موسسین مکتب نئوکلاسیک نظریه مذکور را مورد انتقاد قرار داده ،عقیده دارند که با اقدامات تأمینی ، جامعه برای دفاع اجتماعی بدون توجه به عنصر معنوی جرم و مسئولیت اخلاقی مجرم به پیشگیری فردی متوسل می گردد در صورتیکه مجازاتها طبق روش سنتی با توجه به مسئولیت معنوی و اخلاقی بزهکار برای ارعاب دیگران به نتیجه پیشگیری عمومی مورد اجراگذارده می شود .اقدامات تأمینی که پیشگیری فردی است باید از مجازاتها تفکیک و در بخش خاصی از قوانین کیفری پیش بینی گردد) .مجمع بین المللی حقوق جزا ،از عقاید هر دو مکتب طرفداری نموده و تلفیق عقاید مذکور را در تدوین قوانین توصیه کرده است . از اواخر قرن 19 ،تحت تأثیر عقایدی که ذکر شد اقدامات تأمینی در قلمرو حقوق کیفری وارد پذیرفته گردید . در جمهوری اسلامی ایران در سال 1339 قانون اقدامات تأمینی به تصویب رسید .قانون مذکور تابه حال نگردیده لیکن تعریف جامعی از آن نیز نشده است . در ماده 1 قانون مجازات اسلامی چنین ذکر شده است .قانون مجازات اسلامی مراجع است به تعیین انواع جرایم و مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی که درباره مجرم اعمال می شود[1] . در خصوص حفظ حقوق معنوی مجرمین و محکومین و برای پیشگیری از وقوع و یا تکرار جرم که به حفظ حقوق مجرمین کمک می کند باید فرد مظنون به حالت خطرناک را تحت شناسایی شخصیت قرار داد و پس از حصول اطمینان از بروز حالت خطرناک اقدام تأمینی بعمل آورد ،حالت خطرناک به اقتضای زمان و مکان اعتقادات مذهبی ،آداب و رسوم در کشورهای مختلف در قوانین کیفری به عناوین متفاوت تعریف شده است .در قوانین جمهوری اسلامی حالت خطرناک بالصراحه تعریف نشده است .فقط در متن بعضی از مواد قانونی به حالت خطرناک اشاره شده است . در ماده 52 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 گفته شده ، هرگاه مرتکب جرم در حین ارتکاب جرم مجنون بوده و یا پس از حدوث جرم مبتلا به جنون شود چنانچه جنون و حالت خطرناک مجنون با جلب نظر متخصصین ثابت شده باشد به دستور دادستان تا رفع حالت مذکور در محل مناسبی نگهداری خواهد شد و آزادی او به دستور دادستان امکانپذیر است .برای اصلاح و تربیت افراد مذکور حدود اختیارات قاضی در تعیین مدت مجازات و اجرای روشهای اصلاحی و تربیتی و یا درمانی نباید محدود به مدت مقرر در قانون باشد .قاضی کیفری بایستی ابتدا حکم اقدامات تأمینی و یا اجرای روش خاصی را به مدت نامعین صادر و سپس با توجه به تغییر رفتار و اخلاق و رفع حالت خطرناک برای خاتمه اقدامات تأمینی یا اجرای روش را تعیین کند (حفظ حقوق معنوی بزهکار ) در اکثر کنگره های بین المللی موضوع مدت نامعین پس از بررسی پذیرش آن در موارد ذیل اعلام گردیده است[2] : -ولگردان و گدایان -مجرمین به عادت -اطفال و جوانانی که بایستی روش تربیتی در مورد آنان اجرا گردد - هدف از اقدامات تأمینی حفظ حقوق معنوی زندانیان و مجرمین است .همچنین قانون گذار اهداف دیگری از جمله پیشگیری از وقوع جرم با اجرای روشهای اصلاحی و تربیتی یا درمانی و یا خنثی کردن خطرات احتمالی اشخاص و اشیاء یا موسساتی را که حالت خطرناک دارند در نظر داشته است و بطور کلی هدف نهایی دفاع اجتماعی است .هدف از اتخاذ تدابیر تأمینی بایستی بمنظور حفظ آرامش و حفظ حقوق معنوی بزهکار در جامعه و پیشگیری از وقوع جرائم (جنایت ، جرائم مهم ،جرائم کم اهمیت و خلاف ) باشند[3]. الف - اقدامات تأمینی اصلاحی و تربیتی : اقدامات تأمینی برای پیشگیری فردی با اصلاح و تربیت بزهکار و کسانیکه حالت خطرناک دارند به مورد اجرا گذارده می شود .برای نیل به این هدف ، نگهداری بزهکاران به عادت برای مدت نامعین در تبعیدگاه ،مجرمین بیکار و ولگرد در مراکز کار اطفال در کانونهای اصلاح و تربیت در قوانین خاص مقرر گردیده است . ب- اقدامات تأمینی درمانی : برای پیشگیری از وقوع جرائم و تکرار بزه ، کسانیکه مبتلا به اختلال و یا به بیماری روانی بوده و یا معتاد می باشند بایستی قبل اجرای روشهای اصلاحی و تربیتی تحت درمان قرار گیرند تا پس از بهبودی کامل برای ادامه فعالیت در زندگی عادی اجتماعی آماده شوند .برای تحقق هدف مذکور ،نگهداری مجرمین مجنون ومختل المشاعه در تیمارستان ها ،معتادین به الکل و مواد مخدر در بیمارستان های درمانی ،برای پیشگیری از بروز خطرات احتمالی در آینده در قوانین پیش بینی می شود و این نیل به هدف حفظ حقوق معنوی مجرم است . ج- اقدامات تأمینی برای خنثی کردن حالت خطرناک : در اقدامات تأمینی برای خنثی کردن حالت خطرناک و پیشگیری از خطرات احتمالی ،اشیایی که موجب تشویش اذهان عمومی شد یا نظم و امنیت را در اجتماع بهم می زند ،ضبط و نابود می گردد و همچنین موسساتی که محل ارتکاب جرم باشند بسته می شود .اقدامات تأمینی اکثراً جنبه حمایتی و هدایتی دارد و برای اصلاح و تربیت یا درمان بزهکاران یا کسانی که در حالت خطرناک هستند انجام می گیرد ،اقدامات تأمینی برای پیشگیری از وقوع جرائم در آینده است و مدت آن نامعین و فقط به منظور حمایت و تربیت یا درمان بزهکاران اعمال می گردد و اصل عطف به ماسبق نشدن درمورد اقدامات تأمینی قابل اجرا نیست ،کیفیات مخففه شامل اقدامات تأمینی نمی شود مهلت تقاضای تجدید نظر در اقدامات تأمینی نامعین است ،محکوم علیه (زندانی )با اثبات رفع حالت خطرناک هرآن می تواند از دادگاه و یا مقامات صلاحیت دار تقاضای تجدید نظر و خاتمه اقدام تأمینی بنماید . انواع اقدامات تأمینی[4] : الف : اقدامات تأمینی سالب آزادی که اهم آنها به شرح ذیل است : 1-نگهداری مجرمین مجنون و مختل المشاعی در بیمارستان مجرمین 2- نگهداری بزهکاران به عادت در تبعیدگاه 3-نگهداری مجرمین بیکار و ولگرد در مراکز کار و کشاورزی و صنعتی 4-نگهداری بزهکاران معتاد به مواد مخدر و الکل در مراکز درمانی 5-نگهداری اطفال در کانون اصلاح و تربیت و حفظ حقوق معنوی بزهکاران اطفال : ب: اقدامات تأمینی محدود کننده آزادی : گاهی برای پیشگیری از ارتکاب یا تکرار جرم کسانیکه حالت خطرناک دارند از اقامت در محل معین و یا اشتغال بکار یا حرفه ای ممانعت بعمل می آید .هرگاه کسی به سبب اشتغال به کسب یا حرفه یا شغل معین ،مرتکب جنحه و جنایت گردد و تکرار جرم داشته یا در حالت خطرناک و در مضان ارتکاب جرم در آینده باشد دادگاه می تواند ضمن حکم محکومیت ، دستور منع اشتغال او را به کسب یا حرفه یا شغلی برای مدت معین صادر نماید . ج:اقدامات تأمینی مالی هدفی در جهت احقاق حقوق بزهکار :برای از بین بردن خطرات احتمالی و پیشگیری از مضرات از اشیاء که برای حفظ نظم و امنیت در اجتماع اقدامات مالی به شرح ذیل بعمل می آید : 1- ضبط اشیاء خطرناک :اشیایی که آلت جرم بوده و یا اینکه در نتیجه جرم حاصل شده باشد درصورتیکه وجود آنها موجب تشویش اذهان عمومی باشد دادگاه می تواند دستور ضبط آنرا بدهد و نابود سازد . 2- ضمانت احتیاطی :در مورد افرادی که دیگران را تهدید به ارتکاب جرم نموده و یا آنکه پس از محکومیت به کیفرهای جنائی و یا جنحه ای صریحاً قصد ارتکاب جرم را اظهار دارند برای پیشگیری از وقوع جرم بایستی اقدام تأمینی بعمل آید چون اگر چنین نشود مجرم شاید ارتکاب جرم را عملی سازد و در اینجا آزادی وی که بهترین حقوق فردی هر انسان است در معرض خطر می افتد . د: اقدامات تأمینی سالب حقوق[5] : گاهی محکومیت کیفری طبق مواردی که در قانون پیش بینی شده است و یا ظن حالت خطرناک در بعضی از افراد ،منجر به سلب حقوق بمنظور اقدام تأمینی می گردد .اهم اقدامات تأمینی سالب حقوق عبارت است از محرومیت از حق ابوت ،قیومیت ،نظارت . هرگاه کسی بعلت تخطی یا تجاوز یا سرپیچی از وظایف قیومیت یا نظارت یا اعمال حق ولایت محکوم به حبس گردد و در نتیجه محکومیت جزائی ،صلاحیت ایفای وظایف مزبور را نداشته باشد حق قیومیت یا نظارت یا اعمال حق ولایت از طرف دادگاه صادر کننده حکم محکومیت از او سلب می گردد .محرومیت از حق ولایت گاهی مطلق بوده و اثر آن نسبت به تمام فرزندان جاریست و یا فقط نسبت به یک فرزند اوست. منابع و مآخذ -حقوق زندانیان و علم زندانها ،دکتر تاج زمان دانش.1376،انتشارات دانشگاه تهران -پژوهش درباره زندانبانی اسلامی ، علی شمس1386، انتشارات راه تربیت -آسیب شناسی اجتماعی ، هدایت الله ستوده 1378، انتشارات آوای نور -جامعه شناسی ،ساموئل کینگ،ترجمه مشفق همدانی ،1356،انتشارات امیر [1] -قانون مجازات اسلامی ،ماده1 مصوب 1370 [2] -حقوق زندانیان و علم زندانها تا زمان دانش ،ص 117 [3] - حقوق زندانیان و علم زندانها تا زمان دانش،ص 118 [4] - حقوق زندانیان و علم زندانها تا زمان دانش،از ص123تاص125 [5] - حقوق زندانیان و علم زندانها تا زمان دانش،ص156 |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 13:58:06 1390/11/12 |
|
|
|
اسیب های موجود در زندان |
زندان اساساً از مباحث و مشکلات اساسی بیشتر کشورها و از جمله کشور ما است. به ویژه در اوضاعی که ارتکاب جرایم در زندان در حین افزایش، پیچیده تر و سازماندهی شده تر نیز می شود و امکانات و شیوه های روز مورد استفاده بزهکاران در داخل زندان قرار می گیرد. شکی نیست که زندان برای نظام های قضائی تمام کشورها از جمله کشور ما هم، امری مطرح می باشد. اما از سوی دیگر، آثار و تبعات و آسیب هايی که زندان و حبس در بر دارند، به خصوص با این اشکال ترتیبی که امروز در اکثر کشورهای جهان مورد استفاده قرار می گیرد، مسأله ای بسیار مهم و قابل توجهی است.
زندان آسیب های بسیاری دارد که در اغلب موارد بسیار بیشتر از سود ناچیزی است که از آن عاید می شود. امروزه هر چند که برخی از کشور های جهان تلاش داشته اند تا از این آسیب ها بکاهند اما توفیق آنها چندان قابل توجه نبوده است و در این زمینه تفاوت زیادی بین کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه نیست چرا که هر کدام از این کشورها آسیب های خاص خود را دارند. زندان ها و بازداشتگاهها حتی در ثروتمندترین و توسعه یافته ترین کشورها تحت فشار ازدحام جمعیت هستند و در نتیجه از آسیب ها و مشکلاتی همانند فضای فیزیکی نامطلوب، تسهیلات بهداشتی، درمان ناکافی، سوء استفاده های جنسی (لواط)، خشونت و پرخاشگری، استعمال مواد مخدر و استفاده از داروهای روان گردان، خودکشی و خودزنی و خالکوبی،عدم طبقه بندی صحیح زندانیان و عدم اشتغال زندانیان رنج می برند. که به اختصار در این مقاله در خصوص بعضی از این آسیب ها در زندان توضیحاتی در صفحات بعدی ارائه گردیده.
به طور کل باید توجه داشت که آسیب ها و مشکلاتی که به برخی از آنها اشاره شد در حصار تنگ زندان ها محدود نمی مانند و خواه ناخواه به کل جامعه تسری می یابند و اگر روند بازتاب برخی از این آسیب ها و مشکلات در جامعه تا حدودی کند و غیرلمس باشد در برخی جنبه ها، بسیار چشمگیر، سریع و حساسیت برانگیز خواهد بود که شیوع برخی بیماری های واگیر دار مهم همانند:ایدز، هپاتیت از جمله آنهاست.
خوشبختانه در کشور ما نیز در سال های اخیر، به جنبه های مختلف زندان توجه نسبتا زیادی شده است که اسباب خوشحالی و امیدواری است. اما آن چه که در این میان بسیار شوق انگیز و امیدوار کننده است توجه به جنبه های انسانی زندان است که به نظر می رسد تامل جدی در این جنبه ، پویایی جنبه های دیگر را نیز به دنبال خواهد داشت و باز آنچه که در این میان دل انگیز تر و امید وار کننده تر است ، توجه مقامات و مسئولان عالی کشوری به این جنبه از زندان است.
خودکشی
خودکشی مرگی است که عمداَ به دست خود شخص حاصل شود .به عبارتی خودکشی عمل آگاهانه نابود سازی به دست خود است که آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان ناتوان یا نیازمندی می توان دانست که حذف خود را برای حل مسئله بهترین راه حل تصور می کند. بدون شک میزان خودکشی در یک زندان معرف سطح کلی بهداشت روانی در آن زندان است. خودکشی با بیماری های روانی و جسمی متعددی ارتباط دارد، اما بیشترین ارتباط را با افسردگی دارد. افسردگی پیش درآمد اکثر خودکشی هاست. خودکشی با سوء مصرف الکل و اسکیزوفرنی نیز رابطه دارد.افراد قاتل و دیگرکش نیز به مقدار زیادی در معرض خطر خودکشی هستند. میزان خودکشی در زنان و مردان در بین افرادی بیشتر است که طلاق گرفته و بیوه شده اند. همچنین خطر خودکشی در افراد مجرد بالاتر از افراد متاهل است. اقدام به خودکشی قوی ترین عامل خطر برای خودکشی کامل است که این اقدام در سال بعدی صد برابر بیشتر از متوسط خطر به همراه دارد. بزهکارانی که سابقه ی رفتارهای خود آسیبی داشتند اغلب مجرد، سفید پوست، یا بومی بودند. در مورد سوابق کیفری ،بزهکاران که سابقه ی محکومیت های متعدد داشتند همچنین موارد متعدد فرار از زندان ، ارتکاب به جرایم سازمان یافته از مواردی است که می توان درباره ی این گروه ذکر کرد. علاوه بر این کمترین دوره زمانی عدم ارتکاب جنایات را داشتند و دارای سوابق جرایم خشونت آمیز و حتی سوابقی مبنی بر داشتن آزادی مشروط و در موارد بسیار نقض آن هم بودند . ارزیابی هنگام پذیرش زندانیان به مااین امکان را می دهد که این موارد به طور کامل احراز شوند.
پیش گیری از اقدام به خودکشی
الف):محدود کردن دسترسی به داروها و مواد سمی
1- هشدار به زندانیان در مورد ذخیره داروها در زندان
2- آگاهی دادن عمومی در مورد خطرناک بودن داروها وسموم(داروی نظافت و...)
ب): کنترل حوادث استرس زای زندگی
1- درمان مناسب بیماریهای روانپزشکی،به ویژه افسردگی و اعتیاد.
2- توجه به اهمیت نقش بنیاد خانواده و سعی در حل مشکلات خانوادگی.
3- درمان و مراقبت از بیماران مبتلا به بیماری های مزمن و صعب العلاج.
ج): راهکارهای موثر بر شناخت.
1- بالا بردن ظرفیت روانی و قدرت سازگاری با مشکلات و آماده کردن افراد برای برخورد با بحران های قابل پیش بینی .
2- آموزش مهارت هاي اساسي زندگی .
د): راهکارهای موثر بر عواطف
1- توجه دادن به آموزش های مکتب اسلام ،با اشاعه این برداشت كه خودکشی یک گناه است و بهره گرفتن از زمینه های اعتقادی در افراد.
2- تقویت دلبستگی مذهبی و تشویق افراد به شرکت در مراسم و آیین های جمعی مذهبی.
3- جلو گیری از انزوای اجتماعی و پیوند دادن افراد با گروه ها و کانون های مختلف و ارتقای حس تعلق به گروه.
ه): راهکارهای موثر بررفتار
1- حساس کردن پزشکان،روانپزشکان،روانشناسان،مددکاران در مورد اخطار خودکشی و شناخت و تشخیص افکار خودکشی و تصمیم جدی
2- کنترل نزدیک و پیوسته خانواده ها با افرادی که قصد جدی خودکشی دارند
3- آموزش مهارت مقابله با بحران به افراد
و):راهکارهای موثر بر محیط
1- حمایت از افرادی که زندگی خانوادگی آنها با بحران مواجه شده است
2- آشنا ساختن افراد با خدمات روان شناسی و روانپزشکی و مددکاری به ویژه از بعد بهداشت روانی
3- توجه به افراد گروه های آسیب پذیر شامل:سالمندان، معتادان، بیماران صعب العلاج و مزمن،افراد با بحرانهای زناشویی و...
خالکوبـی
خالکوبی یک رسم خیلی قدیمی در زندان است .و نشانه ای از مردانگی و جوانمردی در بین زندانیان به حساب می آید.و نکته قابل توجه آن است که این عمل تنها به وسیله بزهکارانی که علاقه زیادی به پهلوانی و جسارت داشته اند صورت می گرفته است و افراد عادی و از طبقه متوسط به این کار علاقه ای نداشته اند،البته در این خصوص مسائل مذهبی نیز بسیار دخیل بوده است. خالکوبی در ذهن برخی جوانان و نوجوانان طبقه پایین اجتماع نشانه ای از ورود به دوران مردی و مردانگی بوده است، چرا که به عقیده آنها خیلی تهور و مردی می خواهد تا کسی بتواند درد سوزناک سوزن هایی را که پشت سر هم در پوست نازک آدم فرو می رود را تحمل کند و به این دلیل است که در اکثر زندان ها که پاتوق بزهکاران به شمار می رود و در انجا زور و بازو و تهور، نقش بسیار زیادی در حفظ فرد از گزند دیگران دارد و تحت تاثیر دیگران است ، خالکوبی به شدت شیوع دارد. خالکوبی در چنین مکانهایی با غیر بهداشتی ترین وسایل صورت می گیرد. چنین کاری به این دلیل انجام می شود که فرد انگ ترسو و بچه ننه بودن را نخورد و به اصطلاح جزو آدم ها به حساب بیاید. در این صورت خالکوبی نشانه ای از قدرت و تحمل فرد و نشانه مردانگی است و به این دلیل بیشتر شکل های خالکوبی شده هم شامل تصاویر حیوانات قوی مانند:شیر، پلنگ، عقاب، مار، عقرب و... می شود . خالکوبی بیشتر میان افراد طبقه پایین جامعه به خصوص افرادی که با اعتیاد و بی بندو باریهای جنسی در ارتباط هستند رواج دارد. افرادی که بیش از دیگران در معرض خطر آلودگیهای خونی از قبیل : ايدز، هپاتیت قرار دارند.علاوه بر این خالکوبی در بیشتر موارد در مکان های غیر بهداشتی صورت می گیرد که امکان انتقال بیماری های خونی به شدت زیاد است. انجام خالکوبی می تواند نشانه ای از خود آزاری در عین حال میل فرد به برتری جویی و ابراز خشونت باشد. بیشتر افراد خالکوبی شده سابقه ای از افسردگی دارند که سعی می کنند آن را از طریق خود زنی، خودکشی و یا خالکوبی نشان دهند. علاوه بر آن ،آنها عقده های فرو خفته ای دارند که به این وسیله آنها را بروز می دهند.
عدم طبقه بندی و تفکیک صحیح زندانیان (انتقال تجارب به یکدیگر)
یکی از اصول زندانبانی در دنیا طبقه بندی زندانیان است که به علت تنوع زیاد جرایم ، طبقه بندی کامل زندانیان امکان پذیر نیست ولی با توجه به امکانات طبقه بندی زندانیان بر حسب جنس، سن، و شخصیت صورت می گیرد. بدیهی است که زندان ها ،هم چون مدارس یک کشور که اثر مستقیم در امر آموزش و پرورش نسل ها دارند . موثر در اصلاح و تربیت انسان هایي هستند که خواسته یا ناخواسته مرتکب جرمی گردیده و در نهایت به مدتی حبس محکوم شده اند و چون منظور از نگهداری بزهکاران در زندان علاوه بر تنبیه، باز سازی فکری و اصلاح و تربیت آنان می باشد. بنابراین لازم است به همان اندازه که در مورد مدارس اعمال نظرهای تربیتی و پرورشی خصوصا در بخش آموزش واجب و اساسی می باشد و هرگز امکان آموختن و تعلیم دادن به افراد مختلف در سطوح گوناگون علمی و پایه تحصیلی در یک کلاس به صورت ایده ال مقدور نبوده و هرگونه کوششی عبث و بیهوده است، در زندانها نیز به مراتب ، با اهمیت بیشتری به این مساله توجه نموده و برای حصول به هدف عالی تربیت و اصلاح و بازسازی زندانیان طرح طبقه بندی و تفکیک آنها را پیاده و با دقت هر چه تمام تر اجرا نموده . لازم است یاد آوری گردد که نه تنها جدا سازی، تربیت و اصلاح مددجویان از حیث تربیتی ضروری می باشد .بلکه نگهداری از سایر زندانیان نیز بدون طبقه بندی و تفکیک آنان میسر نخواهد شد و این امر از سایر جهات ،بهداشت و درمان، استراحت و آسایش ،تغذیه فن آموزی و اشتغال و تفریحات سالم و ورزش ، نیز غیر قابل اجراء می باشد و بنابر این همین اصول لازم است که زندانیان بشرح و تربیتی که در ذیل بیان می گردد طبقه بندی و تفکیک گردند:
1- بر حسب سن ( اطفال، جوانان، بزرگسالان ، سالمندان)
2- بر حسب نوع اتهام و وضعیت محکومیت های قطعی (متهمین، محکومین قطعی)
3- بر حسب مدت محکومیت (محکومیت های کوتاه مدت، محکومیت های میان مدت، محکومیت های دراز مدت).
4- بر حسب نوع جرم( جرایم سیاسی، جرایم مواد مخدر، جرایم عمومی، جرایم مالی).
5- بر حسب وضعیت جسمی و سلامت (محکومان بیمار جسمی و روانی، محکومان معتاد به مواد مخدر، محکومان سالخورده) .
بدیهی است که زندانبانان و مسولان محترم زندان ها باید توجه داشته باشند که نوجوانان و جوانان به هیچ وجه ارتباطی با بزرگسالان نداشته و در تمام موارد، باید دقت شود که در کارگاه و کلاس ، مکان های دیگر تداخلی در امر تماس و معاشرت بزرگسالان و جوانان پیش نیاید. ممکن است در یک زندان افرادی با جرایم متفاوت از قبیل شرارت، سرقت، اعتیاد، خرید و فروش مواد مخدر، آدم ربایی ، بدهکاران مالی، محکومین به جرایم علیه خانواده و محکومین سیاسی وجود داشته باشند که نوعاَ ارتباط و معاشرت آنها با یکدیگر مصلحت جامعه و همچنین به صلاح محکوم نمی باشد که در این صورت تفکیک آنها امری اجتناب نا پذیر بلکه مهم خواهد بود.
عدم خود اشتغالی زندانیان در داخل بندها
جوامع انسانی برای حفظ هنجارها و صیانت از ارزش های اجتماعی خود از شیوه های مختلفی بهره می جویند. در دنیای کنونی بسترهای مناسبی برای رشد آسیب های اجتماعی به دلیل پیچیدگی های زندگی انسان و گسترش شهرنشینی و مشکلات ناشی از مهاجرت ها ایجاد شده است و بالطبع زندان ایستگاهی است برای پیاده شدن افرادی که خواسته یا ناخواسته گرفتار این آسیب های اجتماعی شده و نا خود یا خود آگاه به بی راه وارد و راه اصلی خود را گم می کنند. حال وظیفه سیستم زندانبانی می باشد که از طریق کار درمانی و اشتغال و حرفه آموزی این به دام افتادگان ناشی از هنجارهای اجتماعی را دوباره به جاده اصلی اجتماع باز گرداند. از طرفی اشتغال برای خود زندانی و خانواده ، نیز به دلایل تامین نیازهای مالی و معاش خانواده مفید و کمک به عدم از هم پاشیدگی کانون خانواده بزهکاران خواهد بود و بنابر این مدد جو با واژه شغل و کار خاصی که برای آن حقوق و مزدی معین شده باشد آشنا شده و این احساس خود باوری را در او تقویت می نماید. با توجه به مشکل اشتغال در جامعه و کمبود فرصت های شغلی در زندان ها شیوه ای باید اتخاذ شود که اشتغال همسو با چرخه اشتغال در جامعه کنونی باشد و آن ترویج و بستر سازی و اجرا کردن خود اشتغالی است.
خود اشتغالی :( Self-Empiogment)
یعنی کار برای خود، نوعی اشتغال در بخش غیر مزدبگیری است. در خود اشتغالی افراد شاغل با اتکاء به توان شخصی و ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی و خدماتی و در نتیجه به کسب در آمد می پردازند و با این انگیزه مددجو پس از آزادی وارد جامعه شده و زندگی جدید و اجتماعی را ادامه می دهد.
خود اشتغال:( Self- Empioyed)
کارگری است که در استخدام کارفرما نباشد و برای خود و به حساب خود کار کند. از ویژگیها و امتیازات این بخش از اشتغال آن است که فرد را به تدریج آماده کسب تواناییهای لازم برای ورود به بازارهای بزرگتر و گسترده تر می کند. بر این اساس خود اشتغالی و کار برای خود زمینه ساز رشد اشتغال آزاد و کار آفرینی در جامعه است. خود اشتغالی به لحاظ انعطاف پذیری ساعات کار و استقلال در سالهای اخیر از استقبال شایان توجهی برخوردار بوده است. خود اشتغالی به هر نوع فعالیت تولیدی، خدماتی که مولد ارزش اقتصادی دارند و در بخش غیر مزدبگیری می باشند محسوب می شود. افرادی که در زمینه های تولید صنعتی، کشاورزی، خدمات فنی و صنوف دیگر برای خود کار می کنند را شامل می شود و به عبارت دیگر همه آنهایی که برای خود و به حساب خود کار می کنند خود اشتغال به حساب می آیند. بررسی های که در جوامع اولیه شده ، نشان می دهد که اشتغال تماما در بخش غیر مزدبگیر بوده و به تدریج با گسترش فعالیت اقتصادی طی هزاران سال ، گروهی پذیرفته اند که مسئول سود و زیان تولیدات خود باشید و علاوه بر آن همواره با روند افزایش جمعیت، گرایش به تولید انبوه یک نیاز می شود و مراکز بزرگ تولیدی شکل می گیرد.
جنبه های اقتصادی ، سیاست خود اشتغالی در زندانها را اینگونه می توان بر شمارد:
1- کمک به ایجاد اشتغال و پر کردن اوقات فراغت زندانیان
2- کسب درآمد برای خانواده های مددجو 3- عادت به کار و ادامه آن در پس از آزادی و نتیجه کاهش آمار برگشت مجدد 4- تربیت افراد کار آفرین که با بهره گیری از منابع محدود و با ایجاد در آمد تاثیر متقابل در گسترش صنعت نیز دارند .
زندان و رفتارهای پر خطر(لواط، رابطه جنسی یا همجنس خواهی...)
تماس جنسی(لواط) در بین تمام زندانیان دنیا رایج می باشد . در زندان بعضی از افراد به علت داشتن حالت روانی نا آرام و روحیه پرخاشگری و خشونت با کشمکش ، کینه توزی و سلسله مراتبی که در زندان وجود دارد تجاوز به زندانیان از جمله تجاوز جنسی را به راحتی انجام می دهند . از طرفی فعالیت جنسی ممکن است غیر ارادی و برنامه ریزی نشده باشد مانند: زمانی که قوه ادراک به خاطر مصرف مواد تضعیف شده است. تماس جنسی در زندان ممکن است با رضایت و توافق طرفین باشد، اما گاهی اوقات می تواند به صورت اجبار با درجات کمتر یا بیشتر هم اتفاق بیفتد. خشونت جنسی می تواند به صورت تجاوز جنسی گروهی رخ دهد و گاهی اوقات آن نوعی رسم آشنا سازی است . از آنجایی که فعالیت های جنسی حالت محرمانه دارد تعیین میزان واقعی این فعاليت در زندان مشکل است. رفتارهای پر خطر جنسی و رفتارهای پر خطر مصرف مواد مخدر اغلب با یکدیگر مرتبط هستند و طبق تحقیقات به عمل آمده مشخص گردیده است که اکثر معتادان تزریقی روابط جنسی با یکدیگر و نیز با غیر معتادان دارند . و به ندرت از کاندوم استفاده می کنند . که این امر باعث می شود نه فقط خود در معرض آلودگی به بیماری های خطر ناکی چون ایدز و هپاتیت قرار گیرند بلکه می توانند به عنوان یک ناقل عمل نمایند. و عوامل عفونی خطر ناک را به داخل زندان و یا خارج از آن انتقال دهند . لذا مسئولین زندان می بایستی همواره با آموزش صحیح زندانیان ، آنان را از رفتارهای پر خطر آگاه نمایند و رفتارهای سالم و صحیح و بهداشت فردی را به آنان آموزش دهند.
استعمال و خرید و فروش مواد مخدر و استفاده از داروهای روان گردان
مواد مخدر در زندان انواع متفاوتی دارد و به روش های مختلف تهیه می گردند. در بررسی های انجام شده در زندان های ایران نشان داده است که شایع ترین موادی که در زندان های ایران مصرف می شود به ترتیب عبارتند از: تریاک، هرویین، حشیش، و داروهای روان گردان. همچنین با شایع شدن مصرف کراک و قرص اکستازی ، که نوعی داروی روان گردان است و اخیراَ در بازار مواد ایران خریداران زیادی دارد، گاه این مواد جدید نیز به زندان وارد می شوند. در برخی از زندان ها از شیره و ناس هم استفاده می کنند. با این حال گزارش نشان می دهد که احتمال وارد کردن مواد دیگر به زندان در ایران بسیار کم است. زندانیان در ایران موادی را که نام برده شد برای مصرف ترجیح می دهند، با وجود تمام ممنوعیت ها و مراقبت ها باز هم استعمال مواد مخدر و خرید و فروش آن در زندان شایع است و حتی نیز منبع درآمدی برای بعضی از افراد سودجو می باشد. از طرفی مصرف اینگونه مواد باعث گردیده رفتارهای پر خطری چون اعتیاد تزریقی ، اشتراک سرنگ، خالکوبی ، رابطه جنسی در بین زندانیان شیوع بالایی داشته باشد. زندانیان معتاد در اثر پیامدهای روانی مواد مخدر و یا در ازای دریافت پول ویا مواد مخدر تن به روابط جنسی نا مشروع می دهند. از سویی دیگر ممنوع بودن استفاده از مواد مخدر و در دسترس وسیله مناسب تزریق گاهی افراد معتاد را مجبور می سازد از هر راه و به هر شیوه ای متوسل شوند تا مواد مخدر را به بدن خود برسانند. دیده شده است که حتی در برخی موارد 15 تا 20 نفر از یک وسیله مشترک برای تزریق استفاده می کنند. از سویی زندان ها دیگر چهار دیواری بلند و جدا از جامعه به شمار نمی رود. خیلی از زندانیان دوره حبس کوتاه مدت دارند. بسیاری از آنان در دوران مرخصی و پس از آزادی به جامعه باز بر می گردند و با جامعه در ارتباط هستند. زندان برای بسیاری نخستین فرصت آشنایی با اعمال خلاف است . در حالی که برای بسیاری از زندانیان نیز اولین فرصت و تنها فرصت بهره مند شدن از امکانات بهداشتی و درمان به شمار می رود . کم نیستند افرادی که فرصت معاینه و بررسی جامع و دقیق پزشکی را برای نخستین بار در زندان به دست می آورند. پس پسندیده است که مسئولین زندان هم از این فرصت استفاده کرده و با آموزش صحیح ، آنان را از رفتارهای پر خطر آگاه کرده و رفتارهای صحیح و سالم را به ایشان آموزش دهند . با انجام بیمار یابی زندانیان بیمار و معتاد را در بدو ورود به زندان شناسایی و آنان را افراد نیازمندی بدانیم که درمان کامل آنان می تواند از خطر جدی آلودگی بین زندانیان و نیز انتقال آلودگی به محیط خارج از زندان جلو گیری کند.
خشونت و پرخاشگری در زندان
افزایش خشونت در بین زندانیان جوان را باید یک امر جدی و مهم تلقی کرد. که معمولا متاثر از معضلات و مشکلات مربوط به زندان می باشد. و تا زمانی که این مشکلات پا برجاست ، نمی توان توقعی در ارتباط با کاهش خشونت در جوانان دانست. بخشی از ناهنجاری های خشونت آمیز ناشی از نحوه تربیت است، به گونه ای که بررسی ها نشان می دهد اغلب افرادی که به سمت اعمال خشونت آمیز سوق پیدا کرده اند، توجه چندانی به تربیت آنان در محیط خانواده نشده است. گاهی اوقات بی توجهی مسئولین در امر کنترل روابط زندانیان با دیگر دوستانشان باعث شده که محفل اعمال رفتارهای خشونت آمیز بسط پیدا کند. پرورش جوانان از ابتدای امر در جاهای مختلف شکل می گیرد، یا در محیط مدرسه است که اولیای آموزشی باید مراقب باشند ،یا در خانه است که خانواده باید هشیار باشد، یا تحت تاثیر شرایط خاص اجتماعی است که مسئولان باید جدی بگیرند، یا در میان گروه همسالان است که خود نوجوانان باید مراقب باشند، به هر حال متولیان ، وراثت، محیط و آموزش و... که در شکل دهی به شخصیت نوجوانان و جوانان نقش آفرین هستند . باید نسبت به مسئله خشونت در نوجوانان و جوانان هشیار باشند و هشدارها را جدی بگیرند. چه اگر امروز مسئله جدی گرفته نشود فردا به جد گریبان همه را خواهد گرفت و آتشی بر خواهد افروخت که دودش به چشم همه خواهد رفت .تازه اگر همه را نسوزاند! یادمان باشد شاید امروز با هزینه اندک با بهداشتی کردن محیط و شرایط برای پرورش جوانان بتوانیم آنها را از گزند ویروسهای خشونت زا و سلامت زدا مصون بداریم. و به فردای بهتر امیدوار باشیم . اما مطمئن باشیم بهداشتی نکردن شرایط به آنجا خواهد انجامید که ویروس خشونت در رگ و فکر و رفتار فرد همه گیر شود و از طریق او در جامعه باز تولید شود؛آن وقت گاه با هزینه های چند برابر هم نمی شود او را به راه آورد.چه او بیراهه را به عنوان راه برگزیده است و هیچ راهی را جز آنچه در پیش گرفته است، به رسمیت نمی شناسد. انباشت خشونت در نوجوانی از پیش زمینه های اصلی بروز جرم است و شاید به ندرت بتوان مجرمی را یافت که کودکی و نوجوانی آرامی داشته باشد. پس از اکنون باید همه کارشناسان- مشاوران- مددکاران- روانشناسان و... خشونت در جوانان را جدی بگیرند و قبل از آن که واقعه ای تلخ روی دهد برای علاج خشونت چاره اندیشی کنند.
خلاصه
زندگی اجتماعی تمام انسانها به وسیله ارزش هاو هنجارها ،فرهنگ ها و قوانین و مقررات حاکم بر جامعه اداره می شود. اگر افراد جامعه به قوانین و مقررات و هنجارهای اجتماعی که رفتار آنها را به عنوان مناسب یا نامناسب تعریف می کند مقید نباشند، فعالیت های انسان متوقف یا دچار هرج و مرج خواهد شد.این يک واقعیت است که همیشه همه افراد جامعه با هنجارهای اجتماعی که مبین نظم اجتماعی است همنوا نگردیده و مرتکب رفتار انحرافی می شوند. و در واقع آسیب را به وجود می آورند .
معمولا عواملی در افزایش و شکل گیری آسیب در زندان تاثیر گذار می باشد و باید درزندان ها مورد مطالعه و بررسی و تحقیق قرار گیرند،که عبارتند از :
الف):در مرحله نخست منحرف را باید از نظر فکر، جنس، خانواده،سطح معلومات،وضع اقتصادی،شرایط و موقعیت زندگی ،کیفیت گذران زندگی ،دوستان و معاشران، دفعات انحراف و وضعیت تاهل شناخت که به طور مثال گاهی علل آسیب ،صورت اجتماعی دارند که مربوط می شوند به مسائل خانوادگی،دوستان ،معاشران،جو زندان و...
ب):گاه نیزآسیب ریشه اقتصادی دارد و در این جنبه به دو رکن توجه بیشتری است یکی فقر افراطی و دیگری غنای افراطی.
ج) : و گاهی علت فرهنگی است،ناشی از واردات فکری، آداب و رسوم غلط، هنرهای آلوده
د):وگاهی نیز علت پیدایش جرم وآسیب به آزادی بیش از حد و یا سخت گیری های شدید در خانواده و زندان مربوط می شود. به عنوان مثال وجود آزادی های بی بندوبار در خانواده و یا زندان خطر آفرین است زیرا موجب سوء استفاده ها و هرج و مرج می شود و یا بلعکس،سخت گیری های شدید هم خطر آفرین است ، چون در آن صورت تلاش ناراضیان زیرزمینی خواهد شد.به طور کل تمامی صاحب نظران رفتار درمانی وروانشناسی معتقدند که انسان موجودی است اجتماعی و تربیت نقش به سزایی در رفتار فرد خواهد داشت. به نظر آنان افراد یاد می گیرند که نسبت به موقعیت ها با توجه به این که چگونه رفتار و عمل آنان قبلا مورد پاداش یا مجازات قرار گرفته است .واکنش نشان دهند. و محیط می تواند پاسخ رفتاری از آن نوعی که از فرد می خواهد را ایجاد نماید.بنابر این به منظور درک تمایل افراد به ارتکاب جرم و ایجاد آسیب فهمیدن شیوه هايی که به وسیله آن محیط ممکن است برای ایجا واکنش به افرادی که ساختار اساسی زیستی آنها (سن، جنس، سطح هوشی،فیزیک بدنی و شخصیت و...)ممکن است متفاوت باشد تاثیر بگذارد،حائز اهمیت است.در حیطه این چارچوب فراگیری ،خانواده،مدرسه وجامعه تاثیر دارد و همواره توسط کارشناسان باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند تا حتی الامکان در کاهش آسیب و به وجود آمدن جرم نقش موثری را ایفا نمایند.
منابع
*حبس انسان مدار/مرکز بین المللی اصلاح قوانین کیفری و سیاست .
*جنایی( ونکوور-کانادا/مترجم:طغرانگار/انتشارات راه تربیت/چاپ اول/بهار1383).
*روانشناسی جنایی/حمید محمدی فرود/ سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور/انتشارات راه تربیت/چاپ اول/1383.
*ماهنامه هاي اجتماعي، فرهنگي، آموزشي اصلاح و تربیت (مرکز آموزش و پژوهش سازمان زندانهای کشور سال1386-1385).
|
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 16:39:32 1389/12/14 |
|
|
|
خودکشی |
خود کشی از ابتدای ثبت تاریخ روی داده و نگرش نسبت به آن بر اساس دوره های زمانی و فرهنگ های گوناگون از زمان محکومیت تا تحمل حبس متفاوت بوده است انگیزه و فراوانی خود کشی نیز متغیر بوده است امروزه روان شناسان خود کشی راپدیده تصادفی یا بی معنی ندانسته بلکه آن را راهی برای رهایی از معضل یا بحرانی بسیار رنج آور تلقی میکنند به عقیده اشناید من خود کشی با عواملی نظیر نیازهای براورده نشده یا نیازهایی که با مانع مواجه شده اند احساس درماندگی و نومیدی تعارض دوسوگرایانه بین بقا و استرس غیر قابل تحمل محدود شدن گزینه ها از دیدگاه فرد و نیاز به گریز ارتباط دارد .
شخصی که اقدام به خود کشی میکند پیامهایی مبنی بر ناراحتی منتقل میکند .خود کشی از دو لغت دارای ریشه لاتینی sui به معنی خود وcaedere به معنی کشتن مشتق است و در لغتنامه دهخدا به معنای خود را به وسیله ای کشتن یا انتحار آمده است .
دورکیم خود کشی را اینگونه تعریف میکند : هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیر مستقیم عمل مثبت یا منفی خود قربانی است که شخصآ میدانسته است که باید به همین نتیجه برسد.
معمولآ افرادی که اقدام به خود کشی میکنند دارای برخی از خصوصیات رفتاری مشترکی هستند منظور از خصوصیات مشترک نیز آن دسته از ویژگیهایی است که 95 درصد از خود کشی ها (یعنی افکار احساسات یا رفتارهایی که تقریبآ در تمام خودکشی ها ) دیده میشود.
1-هدف مشترک اکثر خودکشی ها حل یک مسئله است. خود کشی یک جواب و ظاهرآ تنها جوابی است که فرد برای سردرگمی خود واین پرسش میابد که چطور میتوانم از این مخمصه خارج شوم یاچه باید بکنم ؟ در واقع برای این افراد منظور از خود کشی حل یک مسئله است و یافتن راه حلی برای مساله ای بسیار دردناک و رنج آور. وبرای اینکه بفهمیم چرا شخص خود کشی میکند ابتدا باید مشکل روان شناختی اورا بشناسیم.
2-هدف مشترک خودکشی ها قطع فکر و خیال است. خودکشی حرکتی است به سوی توقف کامل فکر و خیال ودرد و رنج های غیر قابل تحمل به ویژه وقتی فرد خودکشی کننده قطع فکر و خیال را تنها راه حل و کاملترین راه حل موجود برای مشکلات دردناک زندگی خود میبیند.
3-محرک اکثر خودکشی ها درد روان شناختی است . اگر قطع فکر و خیال همان چیزی باشد که افراد خودکشی گرا به دنبالش هستند درد روانی (یا روان درد ) نیز همان چیزی است که از آن میگریزند و بهترین تحلیل در مورد خودکشی این است که بگوییم خود کشی ترکیبی از حرکت به سمت قطع فکر و خیال وگریز از دردها و هیجانات غیر قابل تحمل و تشویشهای ناموجه است.
4- عامل مشترک مولد فشار روانی در اکثر خودکشی ها نیازهای ناکام مانده روان شناختی است که در اکثر خودکشی ها ردپای مجموعه ای از نیازها دیده میشود که این خودکشی ها بازتاب و انعکاسی از یک نیاز روان شناختی ارضا نشده هستند .
5-هیجان مشترک در اکثر خودکشی ها احساس ناامیدی و درماندگی است امروزه خودکشی شناسان معتقدند که هیجانات بنیادی و عمیق دیگری هم دربین است که یکی از آنها احساس یاس و ناامیدی وناتوانی شدید است .
6- دراکثر خودکشی ها فرد خودکشی کننده از لحاظ شناختی دچار دوسوگرایی است .فروید به این حقیقت روان شناختی توجه کرد که اگر نظم ومنطق ظاهری کنار برود این میشود که یک چیز در ان واحد هم میتواند الف باشد هم الف نباشد. یعنی یک فرد میتواند در آن واحد هم عاشق یک شخص و هم از او متنفر باشد . مصداق آن هم این جمله است که "من واقعآ نه میتوانم بگویم عاشقت هستم نه میتوانم بگویم از تو متنفرم "
7- وضعیت ادراکی در اکثر خودکشی ها انقباض روانی است . برخی از حالتهای مترادف انقباض روانی عبارتند از (تفکر تونلی –متمرکز یا کوته بینانه ) این نوع افکار مخصوص ذهنی است که اسیر ثنویت است (یعنی این یا آن ) طرز فکر این اشخاص چنین است که یا باید یک راه حل مطلوب و تقریبآ سحر آمیز پیدا کنند یا به زندگی خویش خاتمه دهند . به عبارت دیگر طرز فکر آنها همه یا هیچ است . همچنین انقباض روانی این است که چنین اشخاصی نسبت به عزیزان خود کاملآ بی اعتنا میشوند و گاهی اوقات به تنها چیزی که فکر نمیکنند عزیزانشان است و تمام پیوندهایش را با گذشته قطع میکند
8- کنش مشترک در اکثرخودکشی ها گریز یا فرار است . منظور از فرار خروج از یک محدوده پر فشار و دردناک است .
9- اکثر خود کشی کننده ها سعی میکنند دیگران را به نحوی ازقصد خود مطلع کنند . آنها علایمی دال بر ناراحت بودنشان نشان میدهند و از درماندگی خود مینالند واز دیگران درخواست کمک میکنند .
10- سبک کنار آمدن انسانها با خود کشی شبیه سبک کنار آمدن آنها با زندگی است افراد مبتلا به بیماریهای لاعلاجی همچون سرطان در دوران بیماری خود به طرز مبالغه امیزی وانمود میکنند که حالشان خیلی خوب و عادی است . اما در اکثر موارد با کمی دقت میتوان الگوهای خاصی را در رفتار این افراد شاهد بود نظیر ابراز هیجان و استفاده از ساز و کارهای دفاعی خاصی که انسانهای عادی معمولآ در واکنش به درد و رنج –تهدید –شکست –ضعف و فشارهای زندگی مورد استفاده قرار میدهند .
شاخصهای مهم رفتاری قبل از خود کشی عبارتند از افسردگی * گسیختگی در روابط صمیمانه ی شخصی * سابقه خود کشی در خانواده * انزوای اجتماعی * الکلیسم و اعتیاد * فقر و محرومیت * رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی * صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره خودکشی * تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیر عادی > نا آرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی میشود.* از دست دادن همسر والدین فرزندان نزدیکان و دوست صمیمی * سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی * آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد * سابقه اقدام به خودکشی فرد
در شریعت اسلام و منطق قران خودکشی بعنوان ارتکا ب فعل حرام ممنوع و به تبع آن دارای عقوبت اخروی خواهد بود . بطور کلی ضمانت اجرایی ممنوعیت خود کشی در نظام حقوقی اسلام بر پایه های اصول و مبانی عقیدتی و اخلاقی استوار است . زیرا مومنین کسانی هستند که اعتقاد کامل دارند که حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداوند است و اوست که انسان را به سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته و هیچ کس نمیتواند این حق خدادادی را از انسان سلب نماید بدین ترتیب میتوان نتیجه گرفت که ضمانت اجرای خودکشی در شریعت اسلام امری اخلاقی درونی و دینی است و همین امر در طول تاریخ موجب گردیده که آمار خودکشی در بین مسلمانان نادر و قابل مقایسه با امار خودکشی سایر ملل نباشد . همچنین دکتر قرایی معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مساله خودکشی موجب گردیده است تا آمار دقیقی در دسترس نداشته باشیم زیرا در بسیاری از شهرها خودکشی هر یک از افراد خانواده موجب بی حیثیتی وبی آبرویی خانواده میشود وباعث مخفی کردن آن میگردند.
بطور کلی از عواملی که منجر به خودکشی در ایران میشود اختلافات زناشوئی وعلل ناموسی ،اخراج از کار ، اعتیاد به مواد مخدر ، ضعیف شدن اعتقادات مذهبی ، استرس و فشارهای روانی و روحی ناشی از آنها را میتوان نام برد.
§ منابع :
§ آسیبشناسی زندان / مولف علی شمس
§ آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی انحرافات)/ دکتر رحمت الله صدیق سروستانی
§ جامعه شناسی خودکشی/استیو تیلور/ترجمه:دکتر رسول ربانی
|
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 15:02:04 1389/12/09 |
|
|
|
خشم و، راههای کنترل و درمان |
سلامت از دیدگاه روانشناسی در کلیترین مفهوم آن، حالتی است که فرد از نظر جسمی و روانی در حدتعادل قرار دارد . بنابراین تعادل ، کلید حفظ سلامت است .سازمان جهانی بهداشت نیز سلامت را حالت سلامتی کامل، جسمی، روانی و اجتماعی، میداند که با مفهوم نبود بیماری یا ناتوانی متفاوت است. دکتر فاطمه قاسم زاده روانپزشک
خشونت همه ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. رشد جسمی آنان را به علت ایجاد استرس و تنش فراوان مختل میسازد. در رشد ذهنی یا شناختی آنها تأثیرات کاهش دهنده بر جای میگذارد و یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان را کاهش می دهد.
مفهوم سلامت اجتماعی به عنوان بُعد مهم دیگر سلامت در سالهای اخیر توسط سازمان جهانی بهداشت مطرح شد و به این معناست که برای دسترسی به سلامت کامل، تنها سلامت جسمی و روانی کافی نیست بلکه از آنجا که انسان در محیط جمعی زندگی میکند، سلامت اجتماعی نیز ضروری است. منظور از «سلامت اجتماعی» مشارکت فعال مردم در زندگی اجتماعی است. این مشارکت از طریق شرکت در سازمانهای غیردولتی و فعالیتهای داوطلبانه، انجام فعالیتهای شغلی، تحصیلی، انجام وظایف شهروندی مانند شرکت در انتخابات، پذیرش قوانین و مقررات، شرکت در اجتماعات و ... صورت میپذیرد. انسانی از نظر اجتماعی سالم است که مشارکت فعالتری در جامعه از طریق فعالیتهای ذکر شده داشته باشد. تأمین سلامت به مفهوم کلی آن برای همه افراد، به ویژه برای نوجوانان به دلایل گوناگون از اهمیت فراوانی برخوردار است .
نوجوانی ، سالهای تغییر و تحول در همه جنبههای رشد جسمی، ذهنی، عاطفی، روانی و اجتماعی است و آشنایی نوجوانان و کسانی که با آنها در ارتباط هستند، با معیارهای رشد و سلامت، به ایجاد زندگی سالم و پرنشاط برای آنان کمک فراوانی خواهد کرد. نوجوانان سرمایههای آینده، هر جامعه هستند و هر اندازه که از سلامت کافی برخوردار باشند، رشد و پیشرفت جامعه را تضمین خواهند کرد. اولین گام در راه حفظ سلامت نوجوانان ، شناخت عوامل مؤثر در خشونت به صورت مثبت یا منفی و یا تقویت کننده و بازدارنده، در این زمینه است. یکی از عوامل مهمی که به عنوان عامل بازدارنده در ارتباط با سلامت نوجوانان نقش مؤثر دارد، خشونت است. خشونت همه ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. رشد جسمی آنان را به علت ایجاد استرس و تنش فراوان مختل میسازد. در رشد ذهنی یا شناختی آنها تأثیرات کاهش دهنده بر جای میگذارد و یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان را کاهش میدهد. رشد عاطفی- روانی آنان را با مشکلات متعددی روبرو میسازد و سازگاری اجتماعی و ارتباط مناسب آنان را با دیگران - همسالان و بزرگسالان- دچار اختلال میسازد. از این رو، پرهیز از خشونت نقش مؤثری در حفظ و تأمین سلامت جسمی ، روانی و اجتماعی نوجوانان بر عهده دارد و به عنوان راهکار چه در سطح پیشگیری و چه از نظر درمان مطرح میشود. خشونت از دیدگاه روان شناسی یعنی ناتوانی در کنترل خشم. بنابراین برخلاف آن که برخی خشونت را نشانه قدرت میدانند، نمایانگر ضعف و درماندگی فرد در مقابله با مشکلات و کنترل خود است و بدیهی است کسی که از کنترل حالات خود ناتوان است، فرد قدرتمند و موفقی در زندگی نخواهد بود.خشونت شیوه بروز خشم است و آموختنی است .زندگی در حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی همیشه با مشکلات گوناگونی همراه است و خشونت نه تنها روش سنجیدهای برای کاهش آنها نیست بلکه دشواریهای دیگری را نیز ایجاد خواهد کرد و این را تجربه افراد بیشماری درطول زمانهای زیاد و در مکانهای مختلف، نشان داده است. خشم از جمله هیجان هایی است که به طور طبیعی و ذاتی در همه افراد با تفاوتهایی وجود دارد و انسان در طول زندگی خود میآموزد و یا باید بیاموزد که هیجانهایش را تحت کنترل خود درآورد و در سطح متعادل نگاه دارد.
تعریف خشم :
مرحوم نراقی در تعریف خشم و غضب می گوید: غضب عبارت است از حالت نفسانیه که باعث حرکت روحى حیوانى مىشود و هرگاه شدید شد باعث حرکت شدیدى مىشود که از آن حرکت حرارتى بیش از حد حاصل مىشود و رگهاى گردن باد مىکند و نو رعقل خاموش مىشود واثر قوه عاقله را ضعیف مىکند و بدین جهت موعظه و نصیحت در آدم غضبناک اثرى نمىبخشد، بلکه پند و موعظه غضبش را شدیدتر مىکند غضب از دید اخلاق اسلامى از مهلکات و آفات خطرناک است و بسا باعث هلاکت همیشگى مىشود، لذا پیامبر(ص) فرمودند: که غضب ایمان را فاسد مىکند چنان که سرکه عسل را فاسد مىکند.(
خشم بنابر تعريف برانگيخته شدن عواطف جريحهدار شده است. اگر چه نقطة آغاز اين برانگيختگي عواطف و احساسات ماست اما دامنة تأثير آن به فکر و بدن ما نيز سرايت ميکند. به عبارت ديگر خشم همة ابعاد وجود ما را در بر ميگيرد. ( دانیال خرسند ، اینترنت )
تظاهرات خشم:
به هنگام عصبانی شدن، چهره برافروخته میشود و فرکانس گفتار تغییر میکند. گاه نفسهای شخص تندتر میشود. کلام فرد عصبانی بوضوح قابل تشخیص است. اگر این تجلیات جزء مظاهر طبیعی خشم باشند، میتوان به تجلیاتی اشاره کرد که در ظاهر قابل تشخیص نیستند اما در واقع مؤید خشم شخصاند. از جمله این عوامل میتوان به غیبت کردن اشاره کرد. غیبت را میتوان انتقامی ظریف و زیرکانه دانست که ریشه در خشم فرو خورده فرد دارد. زمانی که نمیتوانیم آشکارا ناراحتی خود را به دلایل گوناگون ابراز کنیم، به غیبت متوسل میشویم. در واقع غیبت میتواند ابزار ابراز خشم ما باشد. گاه نیز خشم خود را با بیان شوخیها و جوکهایی ابراز میکنیم که در آنها فرد مورد خشم ما به باد تمسخر گرفته میشود. همانگونه که گفته شد این نوع تظاهرات در وهلة اول از دید دیگران معرف خشم نیستند اما به واقع طرق متفاوت ابراز عصبانیت ما هستند.
23 راه براي غلبه بر خشم
1 ـ خود را از شر توقعاتی که از دیگران دارید نجات دهید.
2 ـ رفتارهای خشم برانگیز را بررسی کنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید.ـ در هنگام عصبانیت سعی کنید پیش کسی بروید که برای او احترام خاصی قایل هستید و او را دوست دارید.ـ لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مکان و واقعهای که باعث عصبانیت شما شده یادداشت کنید.ـ از شخصی که دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت، به شما با گفتار یا اشارههای توافق شده، هشدار دهد.
3 ـ پس از بروز خشم اعلام کنید که خطا کردهاید .
4 ـ یاد بگیرید که اگر چیزی را دوست ندارید. اما از آن عصبانی هم نشوید.ـ یاد بگیرید که هر کس حق دارد چیزی باشد که خودش انتخاب کرده.ـ ادای عصبانیت را در آورید.ـ عصبانیت خود را به تعویق اندازید.ـ در لحظه خشم، از افکار خود آگاهی پیدا کنید.ـ شوخ طبعی را در خود پرورش دهید.ـ زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهید.ـ زندگی را سخت نگیرید.ـ خود را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست بگیرند.ـ یاد بگیرید تا اعمال و عقاید دیگران شما را پریشان و آشفته نسازد.ـ به خاطر داشته باشید که دیگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند.ـ به یاد داشته باشید که دیگران نمیتوانند همیشه به میل شما رفتار کنند.ـ اگر فکر میکنید که با بلندتر کردن صدایتان طرف مقابل ساکت میشود. بیاموزید تا احساس خود را به او نشان دهید، اما کاری نکنید که عصبانی شود.ـ یاد بگیرید که در برابر یأس و ناکامی به شکل تازهای از خود واکنش نشان دهید.ـ خشم خود را به نحوی که آثار مخرب نداشته باشد، ابراز کنید.ـ بیاموزید که دنیا هرگز آن طور که شما میخواهید، نخواهد بودخلاصه : ـ خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشمهای مخرب نخواهید شد.
دیدگاه اسلام
در متون دینی اسلام خشم را به «غضب و غیظ» تعبیر می کنند. دانشمندان و علمای اسلامی خشم را یکی از نعمت های بزرگ خداوند می دانند که در وجود انسان ها به ودیعه نهاده است و به واسطه آن، انسان برای بقای خویش، در برابر ناملایمات طبیعت تلاش می کند و به کمک آن به بازسازی و آبادی دنیا و آخرتش مشغول می شود. جهاد با دشمنان، حفظ نظام بشر، امر به معروف و نهی از منکر، اجرای تعزیرات، دفاع از جان و مال و جهاد با نفس فقط به کمک و یاری این غریزه ممکن می گردد و اگر غریزه خشم نبود، بشر رو به نابودی و تباهی می گذاشت. همچنین خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و الکاظمین الغیظ؛ و کسانی که خشم خود را فرو می خورند.» (آل عمران: 134) و نفرموده کسانی که فاقد خشم و غضب هستند.
رویارویی با شعله های خشم
سرکوبی و فرو بردن خشم در زمان شروع آن آسان تر است و هنگامی که شدت پیدا کند و شعله ور شود، از کنترل و اختیار فرد خارج می شود. بنابراین پیش از آنکه این حالت در فرد شدت یابد و آتش آن، نور ایمان و عقل را خاموش سازد، باید به رویارویی با آن پرداخت.
پیش از بروز خشم، با استفاده از روش های زیر می توان آن را کنترل کرد و در اختیار گرفت:
1. به هنگام خشم، ذکر خدا بگویید و از شر شیطان به خدا پناه ببرید.
2. اگر هنگام خشم ایستاده اید، بنشینید و اگر نشسته اید، بخوابید. علت این امر، جلب توجه فرد به این نکته است که انسان از خاک آفریده شده و موجودی ذلیل و حقیر است و سرانجام روزی نیز به خاک باز خواهد گشت، در این صورت از غرور و تکبر او کاسته می شود.
3. هنگام مواجهه با خشم، با آب سرد وضو بگیرید یا غسل کنید؛ زیرا خشم برخاسته از حرارت درون است و آب سرد این حرارت را فرو می نشاند.
4. سکوت کنید، چون ممکن است در این حالت، فرد حرف هایی بزند که بعدا پشیمان شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: « خشم خود را با سکوت و هوای نفس را با خرد درمان کنید».
5. جا به جایی محل نیز در کاهش خشم مؤثر است.
در این حالت پند و نصیحت اثر بخش نخواهد بود و اگر بخواهند جلوی خشم او را بگیرند، باید از فردی که از او حساب می برد و روی او نفوذ دارد، طلب کمک کنند.
بنابراین با توجه به پی آمدهای زیان بار و ناپسند خشم و دشواری کنترل و ایستادگی در برابر آن، عامل دیگری که در این باره مطرح می شود، تقویت تمایلات فطری و عواطف والای انسانی است که نقش مهمی در کاهش تأثیر ناکامی ها و پرخاشگری ها دارد. از طریق آموزش های تربیتی و مذهبی و پای بندی وجدانی و اخلاقی به وظایف اجتماعی، این فضائل در فرد به صورت عادت و ملکه درمی آید و فرد و جامعه را از آثار ناخوشایند خشم، دور نگاه می دارد. عفو و گذشت و کظم غیظ، از جمله ارزش هایی هستند که در اخلاق اسلامی به عنوان روش های رویارویی با خشم مطرح است. |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 14:21:36 1388/12/27 |
|
|
|
ارائه راهکارهای بسط و گسترش روابط سازنده و تعامل موثر با مدیران |
مهمترین عامل پویایی ، تغییر ، رشد و توسعه و بهره برداری در سازمانها نیروی انسانی است ، لذا اهمیت دارد که در جهت شکوفایی و رشد بالندگی سازمانها نسبت به بهبود و پرورش نیروی انسانی از طریق ارتقاء فرهنگ سازمانی و توانمند سازی کارکنان است که موجب بروز رفتارهای با ثبات ، هدفمند ، پویا و همگام با اهداف مدیران مافوق و سازمان می شود ، اقدام نمود . برای ارتباط خوب و موثر با مدیران مافوق که برآیند آن ، انجام درست کارها و افزایش کارایی و اثر بخشی و رضایت مدیر و کارکنان است ، باید با وظایف محوله خویش ، و نحوه درست انجام کارها در زمان ذیربط و حتی زودتر از موعد مقرر آشنا باشیم ، فرهنگ سازمان خود را بشناسیم و از سطح توقع و انتظارات مدیران خود در ارتباط با انجام درست امورات سازمانی اطلاع داشته باشیم . تا بدنبال آن رشد و توسعه و تحول را در سازمان خود رقم زنیم . فرهنگ سازمانی چیست و چگونه میتوان از آن بعنوان یکی از ابزارهای ارتباط موثر با مدیران مافوق سود جست ؟ادگار شاین یکی از صاحبنظران حیطه رفتار سازمانی ، فرهنگ سازمانی را این گونه تعریف می کند :(( آداب و رسوم وموازین اخلاقی و انباشته ای از آموخته های مشترک در طول تاریخ مشترک که به منظور استحکام ساختاری و الگویی بودن و تکامل در سازمان را منجر شود . ))دیل و کنی فرهنگ سازمانی را فرهنگی می دانند که افراد وابسته به آن هدفهای سازمان را بخوبی می شناسند و بر آن کار می کنند فرهنگ موثر اهرمی قوی برای هدایت رفتار کارکنان است و آنان را برای انجام کارهایشان به شیوه بهتر و حتی به دو صورت خاص کمک می کند:
1- فرهنگ قوی به مجموعه ای از قوانین غیر رسمی اطلاق میشود که به افراد یاد می دهد اغلب اوقات چگونه رفتار کنند .
2- فرهنگ قوی افراد را قادر می سازد که احساس بهتری در باره آنچه انجام می دهند داشته باشند و بر این اساس رغبت بیشتری به اجرای کارهای درست و پیچیده تر سازمانی داشته باشند .
اینک به وظایف کارکردهای فرهنگ سازمانی می پردازیم :
1- فرهنگ سازمانی به مثابه پدیده ای بر گرفته از سیاستها و رویکرد مدیران مافوق و رده بالای سازمان نقش مهمی در پیشگیری از بروز فساد در ادارات و سازمانها دارد .
2- مهار رفتار .
3- برقراری ثباط در شیوه های انگیزشی . ( استحکام در تشویقات )
4- دادن هویت سنجش به اعضای سازمان .
5- تعیین کننده مرزهای سازمانی .
6- فرهنگ سازمانی موجب ثبات و پایداری نظام اجتماعی میشود . از طریق اجرای آنچه که افراد در سازمان باید بگویند یا اجرا کنند .
7- فرهنگ سازمانی بدلیل ماهیت موثر و قوی خود میتواند به رفتار اعضاء سازمان نقش مهمی در مهار درونی رفتارهای کارکنان و پیشگیری از بروز فساد اداری توسط آنان داشته باشد .
8-فرهنگ سازمانی در قالب مجموعه ای از باورها و ارزشهای مشترکی که بر رفتار و اندیشه های اعضاء سازمان اثر میگذارد می تواند به مثابه سرچشمه ای برای داشتن محیط سالم اداری بشمار آید .
9- استانلی دیویس فرهنگ سازمانی را به مثابه سازمانی غیر رسمی میداند ، که موجب تعهد و احساس مسئولیت در افراد می شود و در فعالیتهای روزمره منافع سازمان را برتر از منافع شخصی فرد میداند .
راهکارهای القاء یک فرهنگ صحیح سازمانی عبارتند از :
1- لغو مقررات غیر ضروری و غیر منطقی .
2- افزایش شفافیت و ساده سازی رویه ها و قوانین سازمانی .
3- افزایش دسترسی عمومی افراد به اطلاعات بیشتر در حوزه کاری آنان .
4- ارائه آموزشهای مداوم در خصوص شناسایی ابعاد مختلف فساد اداری و پرهیز از آن در انجام وظایف شغلی روزمره .
5- ایجاد تغییر در فرهنگ اجتماعی مستعد فساد.
6- سازماندهی حرکت ملی مبارزه با فساد.
7- تقویت ارزشهای دینی در میان جامعه وسازمان.
8- اجرای سیستم ارز یابی عملکرد و فناوری اطلاعات برای ارتقاء حوزه فعالیتهای کارکنان.
9-افزایش تعامل مستقیم و چهره به چهره خدمت دهندگان با ارباب رجوع بگونه ای که بتوان با ایجاد و توسعه سیستمهای مکانیزه رایانه ای بصورت مستمر با آنان مشاوره و خدمت رسانی نمود واز پیشنهادات آنان در جهت ارتقاء کمی و کیفی خدمات و محصولات سازمان بهره جست .
توانمند سازی کارکنان چیست و راههای تحقق توانمند سازی کدامند ؟
توانمند سازی به معنای قدرت بخشیدن به افراد از طریق کمک به آنان جهت بهبود اعتماد به نفس و ایجاد شور و شوق و علاقه در آنان جهت انجام کار و فعالیتهای سازمانی می باشد .
وتین و کمرون توانمند سازی را به معنای بسیج انگیزه های درونی افراد می دانند .
این راهها نیز برای تحقق توانمند سازی پیشنهاد می گردد :
1- ایجاد فرهنگ توانمند سازی رشد می کند .
2- تبادل دید گاها و اطلاعات به آسانی صورت می گیرد .
3- هدفها و مشخص و تعریف شده است .
3- تقسیم کار صورت می گیرد .
4- شایستگی ها در قالب کسب تجربه و آموزش شکوفا می شود .
5- منابع کافی برای انجام کار ( پول ، مواد ، تجهیزات ، نیروی انسانی ) در اختیار کارکنان قرار می گیرد .
6- پشتیبانی لازم توسط مدیران ما فوق و عالی سازمان از فرهنگ توانمند سازی صورت میگیرد .
7- کارکنان تشویق و ترغیب به پذیرش مسئولیتها و مخاطره میشوند .
8- اجرای برنامه ها در فرآیند توانمند سازی از طریق انتخاب برنامه ریزی صحیح صورت میگیرد .
ابعاد توانمند سازی :
1- احساس خود اثر بخشی : یعنی فرد احساس میکند تجربه و قابلیت لازم را برای اجرای موفقیت آمیز یک کار را دارد . تحقیقات همواره نشان داده است بهبود از طریق بیماریها ، کنار آمدن یا از دست دادن شغل یا اختلال در میان افرادی که احساس قوی اثر بخشی را در خود پرورش داده اند موثر تر و سریعتر است ، زیرا قدرت جسمانی و روانی خوبی را در کنترل و دگرگونی رفتارهای منفی خویش دارند .
2- خود سازمانی : که بمعنای احساس فرد از خودش جهت انتخاب بجای اجبار یا عدم علاقه ، و درگیری داوطلبانه درانجام وظایفش می باشد و دایما بسوی افدامات ابتکارات در شغل خود روی می آورد .
3- پذیرفتن شخصی نتیجه : یعنی فرد توانمند احساس نظارت شخصی بر نتایج دارد و ایجاد و تقویت این باور که می توان با تاثیر و تغییر در محیط کار یا نتایج کار موانع محیطی و محاطی فعالیت را مهار کند و تسلط بر خود در مقابل آنچه در پیش رو می بیند و بصورت درونی بر انگیخته میشوند .
4- معنا دار بودن : فرد برای اهداف سازمانی خود ارزش قایل می شود . و برای تولید محصول یا خدمت دقت می کند . و به کارش اعتقاد دارد . افراد بکاری که احساس می کنند معنا دار است بیشتر متعهد می گردند و درگیر آن می شوند .
5- اعتماد : افراد متعهد کسانی هستند که آماده گی بیشتری دارند تا صداقت و صمیمیت را جانشین تظاهر و فرومایگی سازند
آنان بیشتر متمایل به صداقت و سازگاری اند تا فریبکاری : اعتماد به افراد توانایی می بخشد تا احساس امنیت کنند
چه موانع و چالشهایی در جهت برقراری ارتباط موثر با مدیران مافوق وجود دارد ؟
- گوش ندادن به صحبتهای کارکنان .
2- افراط در تعهد .
3- پذیرش تعهدهای مبهم و نا مشخص یا پرهیز از تعهد .
4- توجه به مشتری در اولویت آخر .
5- تیم سازی و تشکیل گروههای حل مشکل به شکل صوری .
6 - دل خوش کردن به آمار و ارقام .
7- نداشتن طرح کاری روشن .
8- بدبینی و عیب جویی نسبت به کارکنان .
9- نا توانی در ایجاد اعتماد یا غلبه بر عدم اعتماد .
10- ترس و بی میلی نسبت به ارزیابی عملکرد .
11- عدم استفاده سیستم مدیریت مشارکتی و تفویض امور به کارکنان توانمند .
12- عدم برقراری ارتباط موثر و دخالت کارکنان در امر هدف گذاری .
13- عدم معرفی و بیان حوزه انگیزه ها و نیازهای سازمانی خویش به کارکنان سطوح پایین تر .
موانع برقراری ارتباط توسط کارکنان :
1- عدم وجود یک ارتباط منطقی و الگویی صحیح سازمانی که در آن نقشها ووظایف درست سازمانی روشن و واضح برای کارکنان به گونه ای که هر شخص از میزان کار و نقشی که در سازمان بعهده دارد کاملا آگاه نیست و در نتیجه در اینگونه سازمانها موازی کاری ، تداخل امور ، کاهش کارایی ، بیکاری پنهان ، تضییع وظایف و زمان ، افزایش غیبت و مرخصی کارکنان ، یکنواختی و ثبات روشهای کاری و احساس پایین تعهد و تعلق و وابستگی شغلی و سازمانی، نامفهوم بودن اهداف سازمانی برای کارکنان را دربردارد .
2- یکی دیگر از چالشها و مشکلات اساسی فراسوی سازمانهای کنونی عدم تخصیص و آشنایی صحیح وبیگانگی کارکنان با نقشها ، کارکردها و وظایف آنان در سازمان است ، به گونه ای که آنان حتی نحوه ارتباط درست و منطقی با کارکنان خویش را نمی دانند و از طریق عدم اجرای صحیح و منطقی واگذاری اموربه افراد موجب کاهش و افت بازده و کارایی سطح خد مات و محصول ، عدم وجود یک ابزارارزیابی عملکرد و سیستم بازخورد و گزارش توسط کارکنان می شود و جایی که پاسخگویی در مقابل عمل انجام شده و همچنین گزارش از نتیجه فعالیتهای سازمانی وجود نداشته باشد ، بالطبع سطح روابط منطقی و معقول و به سخن دیگر ارتباط فیمابین مدیران مافوق و کارکنان را کمرنگ و سرد مینماید . و بدین دلیل تصمیمات همیشه خطی ویکطرفه انجام میشود و معمولا از انجام صحیح کارهای درست و همچنین اصول و وظایف مدیریت همچون ، برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری ، کنترل ، هدایت ، خلاقیت و .... که رسالت واقعی و مسلم مدیران و کارکنان سازمان است تحت الشعاع قرار می گیرد .
3- فرسودگی شغلی نیز نقش بسزایی در عدم برقراری ارتباط موثر با مدیران مافوق است .
همانگونه که می دانیم کارآمدی هر فرد به عوامل گوناگونی مانند استعداد ، هوش ، انگیزش ، میزان علایق و توانایی ، دلبستگی به کار ، ابزار کار ، آموزش و تخصص مورد نیاز، شرایط کار و.... بستگی دارد . با شناخت و بکار گیری این عوامل می توان قدرت ناشی از کاهش بازده و کارایی و فرسودگی شغلی را کاهش داد . عامل اصلی فرسودگی شغلی ممکن است این گونه باشد که فردحس کند تلاش وی در سازمان مورد توجه و قدردانی و علاقه دیگران و خصوصا مدیر مافوقش قرار نی گیرد و از این حیث نسبت به انجام وظایف شغلی خویش آلینه و بیگانه شود . حتی نوع بکارگیری و رفتار سبک مدیریت میتواند در ایجاد فرسودگی شغلی کارکنان حائز اهمیت باشد . تجربه نشان داده است افرادی که برای کنترل مشکلات خود در کارزار راهبردهای مناسب استفاده می کنند ، کمتر دچار فرسودگی شغلی می شوند .
4- سخت و غیر قابل انعطاف بودن قوانین ، مقررات و آئین نامه های سازمانی موجب سر در گمی و عدم ایجاد ارتباط موثر کارکنان با مدیرمی شود .
5- ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان و فقدان ارتباط های موثر و از بالا به پایین یا بلعکس و جایگزینی رابطه بجای ضابطه و اخذ بازخورد وظایف شغلی توسط مدیر از افراد هم عرض کارکنان که مجری وظایف محوله مدیر هستند .
6- مبهم بودن نقش فرد در سازمان و فرآیند تهیه تولید ، توزیع منابع و مصرف محصول و کالاها و خدمات ارائه شده موجب عدم ارتباط موثر می باشد .
7- فقدان ابزار و امکانات و تجهیزات مکانیزه شغلی لازم برای رشد و ارتقاء کارایی لازم به نسبت فرصتها و مت زمان در اختیار
8- تفویض مسئولیتهای بیش از توان و حد انتظار و ظرفیت کارکنان به آنان .
9- کارکنان در انجام نقشهای متعارض سازمانی .
10- عدم توجه به وضعیت رفاهی و تفریحی و حقوق و مزایای مناسب کارکنان در مقابل نقش و وظایفی که به آنان محول می شود .
11- نا مناسب بودن نظام صحیح و منطقی ارزیابی عملکرد شغلی و کارکنان .
12- فقدان برنامه ریزی و تهیه و ارایه دوره های آموزشی لازم جهت افزایش سطح تخصصی زندان و کارایی افراد و همچنین عدم آشنایی کامل کارکنان با وظایف شغلی خویش مسلما در کاهش کارایی و اثر بخشی و عدم ایجاد ارتباط موثر با مدیر موثر است
13- عدم آشنایی و درک عمیق نیازها و انگیزه مدیران مافوق توسط کارکنان
14- عدم توجه و اعتماد و صداقت با مدیر از علل اصلی عدم ارتباط صحیح و منطقی کارکنان با مدیران ، مافوق است .
15- عدم ارایه گزارش از نتایج اقدامات انجام شده و امر محوله به مدیر مافوق .
16- عدم توجه و رعایت ضوابط و معیارهای ضوابط و معیارهای مهندسی کار و آرگونومیک ( تطابق شرایط محیطی کار و شغل با شاغل ) کارکنان نقش بسزایی در یکنواختی محیط کارکنان و کاهش اثر بخشی آنان می شود که این امر به نوبه خود در کاهش ارتباط موثر آنان با مدیران مافوق موثر است .
17- وجود فشارها و عوامل عصبی متعدد ، تشویش ، اضطراب متعدد در محیط شغلی نقش بسزایی در عدم انجام درست امور و وظایف محول شده و باعث عدم برقراری ارتباط موثر می شود .
نتیجه :
با توجه به اینکه در عصر کنونی تکنولوزی دانش و اطلاعات ، دارایی و موتور متحرکه واقعی سازمانها است و مدیریت با استفاده از ابزار فنی و ارزشهای انسانی و آموزشهای ذیربط قادر می گردد ، فرآیندهای خویش را از طریق یک رهیافت (( دانش مدار )) طراحی و تولید کند و در این محیط پر از رقابت قاذر به ارتقای سطح کیفی محصولات و خدمات خویش و دوام و بالندگی و رشد سازمانی می شود لذا باید نسبت به ارایه راهکارهای ذیل جهت برقراری ارتباط موثر کارکنان با مدیران و بلعکس همت داشت :
1- کارکنان باید از طریق کسب اطلاعات نوین شغلی و افزایش کیفی بازده محصول و خدمات ، مدیریت را در رساندن به اهداف مهم و استراتزیک سازمان اش یاری رسانند و پل محکم و استواری را از این طریق با مدیر مافوقشان استوار نمایند . یعنی از طریق افزایش محدوده باورها و اعتقادات و اطمینان و اعتماد مدیر را نسبت به عملکرد خودش به گونهای وسعت بخشد تا جایی که مدیر از طریق یک حس عیق اعتماد متقابل و تفویض امور به کارمند اقدام نماید . کارکنان از طریق استفاده از دانش نوین روز و مهندسی مجدد روشهای انجام کار و فرآیندهای کار نسبت به افزایش کمی و کیفی امور اقدام نمایند .
2- شناسایی و تعمیق فرهنگ سازمانی
کارکنان باید سعی کنند دلیل وجودی و راهی که سازمان در آن قرار دارد و برای آن تلاش می کند با شناحت فرصتها و تهدیدات محیطی سازمان و همچنین شناخت اهداف سازمان و تحقق آن تلاش کنند ودر خصوص شناسایی روشهای انجام کار و راه هایی که فرآیندتولید محصول و خدمت را در بین رقبا افزایش می دهد اقدام و سازمان نیز متقابلا باید از طریق نشر و بسط و توسعه این فرهنگ از طریق ارائه آموزشهای مورد نیاز یا معرفی وی بمنظور گسترش و تعمیق روابط با مدیر ما فوق همت لازم معطوف دارد .
3- شناخت دقیق نیازهای مدیران و سطح انتظارات انان در سازمان.
4- شناخت اصول ، ضوابط و ارزشهای بهینه و اثر بخشی کردن انجام کارها و تهیه بازخورد از نتایج فعالیتها بصورت جامع در مقاطع زمانی و مشخص و دوره ای و ارزیابی و بازیابی عملکرد به منظور پالایش صحیح روشهای انجام کار و فعالیتها و گسترش و توسعه سازنده و رو به جلو و استفاده حداکثری از فرصتهای موجود و شناسایی و حذف تهدیدات و چالشهای فراسوی کاری و ارائه آنها به مدیر مافوق جهت تجزیه و تحلیل و ارتقاء روشهای کاری .
5- درک صحیح از خواست ، انتظارات و فرامین و دستورات مدیر به گونه ای که در انجام امور مورد نیاز مدیران همواره اعتمادانان رانسبت به خود جلب نماییم واگرمحتوای فرمان و یا در نحوه اجرای دستور، مشکلات و نواقض و نارسائی وجود دارد با صداقت کامل آنرا به شخص مدیر منعکس نماییم.
6- سعی کنیم تفکر و اطلاعات مدیران را از میزان توان و تخصص و افکار خویش در حوزه شغلی یا کاری مرتبط کاملا توسعه دهیم تا هر چه بیشتر میدان کور و ناشناخته و فاصله فیمابین کار کنان بامدیران به حداقل کاهش یابد این امر علاوه بر بالا بردن سطح اعتماد متقابل به نوبه خود یکی از فاکتورهای اساسی در واگذاری امور وتصمیمات و نقشهای شغلی مطابق با میزان علایق ،توان، تجربه و تخصص کارکنان و بهبود روشهای کار و ارتقاء کمی و کیفی حوزه خدمات ومحصول می شود.
7- برنامه ریزی و اجرای دوره های آموزشی عمومی و تخصصی لازم در جهت کسب تخصص و توان کاری جهت رویارویی بامشکلات فراسو وآشنایی با سطح مهارتهای مختلف و افزایش کارایی و تخصصی شغلی و همچنین افزایش مهارتهای ارتباطی لازم با مدیران مافوق .
8- تغییر شرایط فیزیکی ( آرگونومیک ) و روانی کار و حوزه شغلی به گونه ای که موجب کاهش و حذف اضطراب و استرسهای مخرب و تغییر در رفتارهای و سهولت در امر انجام و پذیرش مسئولیتهای دشوار ، سخت، ثابت، ناموفق و تطابق شاغل با شغل مورد تصدی .
9- ارائه خدمات تفریحی و رفاهی و تخصصی و اعطاء دستمزد مناسب و مطابق میزان مسئولیتهای فرد و تجربه و توان و تعهد و میزان موفقیتهای او در کسب اهداف سازمانی و کاری و صعوبت و سختی کار در ابعاد گوناگون جهت تشویق ، و ترغیب کارکنان به انجام کارهای سخت و مشکلتر و ایجاد سیستم پرداخت متناسب با میزان تخصص ، توان و فعالیت شغلی موجب ارتقاء و حسن ارتباط موثر سازمانی و میان فردی و گروهی می شود .
10- انجام برنامه های اثر بخش ، چرخش شغلی ، غنی سازی شغلی و تطابق شغل با شاغل و استاندارد سازی آن متناسب با موقعیت و اقتضائات موجود و میزان علاقه ، دانش ، و تخصص و کارایی کارکنان در میزان توانمند سازی آنان و بهبود حلقه ارتباط موثر کارکنان فوق العاده مهم است .
11- بهبود شبکه ارتباطی در سازمان به گونه ای که نقش و وظایف هر فرد به گونه ای واضح و مشخص ترسیم گردد ، تا موجب سهولت در امر امور محوله به بهترین وجه و جلوگیری از موازی کاری و تداخل وظایف جلوگیری کرد .
12- القاء فرهنگ خویشتن شناسی ، رشد و تعالی ارزشهای انسانی ، تعهد و دلبستگی سازمانی و همسو کردن اهداف فردی با اهداف و آرمانهای سازمانی موجب ارتباط موثر کارکنان با مدیران خواهد شد .
13- ویزگیهای کلیدی مدیران کاریزما (( دارای ویزگیهای فردی منحصر به فرد )) به نقل هرسی و بلانچارد ، رابرت هاوس ، وارن بنیس وجی کانجر و رابینداز که پس از مطالعه بر روی مدیران و رهبران موفق صورت گرفته عبارتند از
الف ) اعتماد به نفس .
ب ) برخورداری از بینش عمیق جهت ترسیم آینده ای بهتر از وضع موجود .
ج ) دارای عقیده راسخ و قوی جهت رسیدن به اهداف تعیین شده و پذیرش ریسک
وخطر های بزرگ و ایثار و از خود گذشتگی .
د ) بروز رفتارهای نا معمول که بدیع ، غیر متعارف اند به گونه ای که اینگونه
ر فتارها در صورت موفقیت موجب شگفتی و تحسین پیروان می گردد .
ه ) عامل تغییرمستمر در جهت پیشرفت و توسعه .
و ) دارای حساسیت محیطی به گونه ای که قادرند ارزشیابی درست و حقیقی از فشارهای محیطی داشته باشند و منابع مورد نیاز تغییر را مشخص نمایند .
(( منابع و ماخذ ))
1-تحول در نظامهای اداری و مدیریتی – دکتر نیکویی – دفتر طراحی و برنامه ریزی آموزشی سازمان مدیریت و برنامه ریزی
2- مبانی مدیریت ، نوشته استیفن رابینز و دیوید ای ، دی سنزو ، ترجمه
دکتر سید محمد اعرابی ، محمد علی حمید رفیعی و بهروز اسراری ارشاد |
|
|
سلامت،اصلاح و تربیت - 13:56:06 1388/12/27 |
|
|