گزارشات و مصاحبه ها
متولد شده با اعتیاد



خودش را «الف- ه» معرفی می كند، هنوز نوجوان است و خام.

می گوید: 14 سال دارم، متولد و ساكن خود بیرجند هستم. وقتی از او در ارتباط با جرمش می پرسم سرش را با شرمساری پایین می اندازد و پاسخ می دهد اعتیاد و سرقت و ادامه می دهد: زمانی كه هنوز به دنیا نیامده و جنین بودم معتاد شدم چون مادرم معتاد بود و گرد می كشید من ناخواسته معتاد شدم.سنم كه بالاتر رفت كریستال و تریاك می كشیدم.

او كه در خانواده ای 5 نفره به دنیا آمده است، می گوید: پدرم كارگر بود و وقتی 12 ساله بودم به علت ناراحتی قلبی فوت كرد، دكترها می گفتند قلبش آب آورده و وقتی آب قلبش را كشیدند از بین رفته است و هنوز 40 روز از مرگ پدرم نگذشته بود كه مادرم سكته كرد و مرد.

من، خواهرم و برادرم برای سرپرستی به مادر بزرگم سپرده شدیم، مادر بزرگم اصلا از اعتیاد من خبر نداشت در نتیجه هیچ راهنمایی و مشاوره ای برای من كه نوجوان شدم صورت نمی گرفت.

خواهرم 22 ساله است و 2 سال از ترك اعتیاد او می گذرد، ازدواج كرده اما خیلی زود طلاق گرفته است.

او كه بریده صحبت می كند، می افزاید: تا سوم دبستان بیشتر درس نخوانده ام و در حال حاضر دست راستم به علت تصادف فلج است، از سوم دبستان به بعد هیچ كس پی گیر درس خواندن و مدرسه رفتن من نشد حالا 4 ماه زندانی و 500 هزار تومان جریمه نقدی برایم بریده اند.

«الف ه» آهی می كشد و می افزاید: اولین سرقت من یك كیسه برنج، یك گوشی تلفن همراه و چند تكه ظرف بود، گوشی تلفن همراه را از ماشینی كه شیشه اش پایین بود دزدیدم و كیسه برنج را از یك مغازه و ظروف را از خانه مادر بزرگم برداشتم.

وی ماجرای دستگیر شدنش را تعریف می كند؛ «كیسه برنج را به مغازه ای بردم كه بفروشم اما صاحب مغازه كه از قضیه بو برده بود با عصبانیت مرا از مغازه اش بیرون كرد اما من باز هم با اصرار خواستم كیسه برنج را بخرد، می خواستم با پول فروش گوشی و كیسه برنج خرج اعتیادم را تامین كنم كه نشد و مغازه دار مرا تحویل پلیس آگاهی داد.

الان دیگر به عنوان یك سابقه دار در جامعه به من نگاه می كنند اگر چه مادر بزرگم در این دو ماه به همسایه ها گفته است من مشهد هستم، چون قرار بود روز قبل از دستگیری برای معالجه دستم به مشهد بروم.

در حال حاضر تقریبا ترك اعتیاد كرده ام، فكر می كنم همه چیز را از دست داده ام، دراعتیادم هیچ كس جز خودم را مقصر نمی دانم، می توانستم زودتر از این به فكر ترك آن بیفتم اما این كار را نكردم. اعتیاد طولانی من باعث شد دچار تشنج شوم و در كوچه و خیابان به وضعیت بدی روی زمین بیفتم.

از احساسش موقع دستگیری می پرسم، می گوید: هیچ احساسی نداشتم چون به دلیل درد شدید و مصرف نكردن مواد، قرص دیازپام خورده بودم اما كانون اصلاح و تربیت باتكنیك های مشاوره در طول این دو ماه به من كمك كرد كه علاوه بر ترك اعتیاد به عزت نفس برسم و اگر روزی از اینجا بیرون بروم هرگز سراغی از مواد مخدر نگیرم چون توبه كردم، این جملات را محكم و استوار بیان می كند و گویی آینده ای روشن و دور از غول اعتیاد را برای خودش می بیند او كه ناخواسته به دلیل غفلت والدینش در دام اعتیاد اسیر شده بود اینك به نوزاد تازه متولدی می ماند كه هنوز روزهای آغازین زندگی را تجربه می كند و به دنیا با دیدی باز می نگرد.

او در توصیه به همسن و سال هایش می گوید: نه اعتیاد و نه سرقت هیچ كدام پسندیده نیست اعتیاد عاملی است كه ناخودآگاه آدم را به سمت و سوی سرقت می كشاند و وقتی پولی برای خرید مواد نداشته باشی به سرقت روی می آوری، خدا نكند هیچ كس دچار اعتیاد شود.

گوشی تلفن همراه را هم به دوستم داده بودم كه بفروشد اما او دستگیر شد و در بازجویی مرا لو داد.





گروه: گزارشات و مصاحبه ها   تعداد بازدید: 176   تاریخ خبر: 10:10:05 1388/08/12   

نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
عنوان پیام
متن پیام


 
منوی اصلی